صفحه اصلی ترجمه زبان برای آزمون کارشناسی ارشد جامعه شناسی

تقویم فارسی

 
شنبه
1389
شهریور
13
 

اوقات شرعی



آب و هوا



کرمان
رطوبت: 23 درصد
ميدان ديد: 9.99 کيلومتر
فشار: 1015.92 متر مربع
طلوع آفتاب: 6:20 ق/ظ
غروب آفتاب: 7:00 ب/ظ
دماي فعلي: 19 درجه سانتيگراد
روز: يک شنبه
حداقل: 14 درجه سانتيگراد
حداکثر: 32 درجه سانتيگراد
روز: دوشنبه
حداقل: 17 درجه سانتيگراد
حداکثر: 32 درجه سانتيگراد

Latest/Most JoomlaComments

no comments

مدیران سایت

مدیران سایت:

عبدالله علیزاده

محمد کاظم صفدری

محمد قاسم الیاسی

عید محمد مرادی

عبدالله احمدی


مدیران سایت

عبد الله علیزاده

محمد کاظم صفدری

عید محمد مرادی

محمد قاسم الیاسی

عبدالله احمدی


ترجمه مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط عبدالله علیزاده   
يكشنبه ، 27 ارديبهشت 1388 ، 13:51

 

 

ترجمه كتاب آْقاي شفعي

براي شركت كننده گان در آزمون كار شناسي ارشد جامعه شناسي فرهنگ (موسسه عالي علوم انساني)


قسمت دوم:

1- جامعه شناسان روش علمي را براي آزمون اصلاح وتوسعه ونظريها بكار مي گيرند تا حد ممكن مي كوشند تا مشاهدات ونتايح خودرا عيني وخالي از ارزش نگهدارند.

2- كام اول در فرايند تحقيق علمي يافتن مساله پژوهش است . پس ا زمرور كارهاي قبلا انجام گرفته دراين موضوع پژوهش كر مالك مي شود يك مساله كه هنوز پاسخ به آن داده نشده وصورت بندي مي كند يك پاسخ احتمالي كه به آن فرضيه مي گويد.

3- فرضيه پيش بيني در باره ربط بين دو متغير است يكي از متغير را مي توان دست كاري كرد تا تغيير در متغير وابسته آشكار گردد. هرتغيير را بايد بگونه تعريف كرد كه بتوان آنهارا اندازه گيري كرد.

4- جامعه شناسان از راه كار برد پرسش نامه،مصاحبه، مشاهده ومنابع انساني مانند گزارش سرشماري داده مربوط به متغييرهاي پژوهش را جمع آوري ميكند . هرچند مصاحبه هاي شخصي منابع غني وقابل اعتماد براي اطلاعات هستند در مقايسه با پرسش نامه ومصاحبه هاي تلفوني كاملا هزينه ووقت گيرند.

5- به علاوه جامعه شناسان غير از تلخيص كردن نتايج تحقيقاتشان وبه تصوير كشيدن نتايج بايد دغدغه اعتبار اطلاعات شان را داشته باشد وهنچنين بايد تصميم بگيرند آيا نتايج كه به دست آمده به طور صحيح بكار بگيريم براي جمعيت كسترده تر.

6- ما چهارنوع عمده تحقيقات جامعه شناسي داريم آزمايشها، پيمايشها، تحقيقات ثانوي وتحقيقات زمينه اي براي جمع آوري داده ها داراي طرح يابرنامه تحقيقات ويژئي هستند.

7-  طرح تحقيق براي آزمايش نوع چهار گام است.

1- سازمان دهي دوگروه تمايز بين كروه تجربي وگروه كنترل2- تعيين اتفاقي موضوعاتي 3- اندازه گيري متغير وابسطه وهم قبل وهم بعد از آزمون. 4- مقايسه كردن دوسري

8- براي تثبيت ربط علي بين دو متفير ها وتجربه گران بايد چهار شرط داشته باشد.

1- علت بايد واقع شود قبل از معلول 2- دو متغير بايد به طور منظم مرتبط وباهم پيوند داشته باشد. 3- ربط بي دو متغير نبايد قابل تبيين  توسط متغير سوم باشد4- براي پيوند علمي فرضيه بايد يك تبيين منطقي وجود داشته باشد.

9- آزمونها جامعه شناختي اغلب در زمينه خود انجام مي شود يعني در زمنيه طبيعي كه مردم زندگي مي كند وكار مي كند از آنجا يكه شرايط آزمايش را دراين گونه از زمينه ها نمي توان كنترل كرد آزمونهاي زمينه اي نمي تواند علت را تعيين كند.

10 پيمايش ها كونه اي از تحقيقات است كه كاملا مناسب است براي مطالعه نگرشهادر باره كروه هاي گسترده مردم است. هرچندنمي توان پيوند علي بين متغييرهارا اثبات كند اما پيمايش ها مي تواند اين پيوند ار كمي نمايند ونتايج آنرا نيز اغلب مي تواند براي جمعيت گسترده بكارگيرند.

11- تحقيقات ثانويه شامل تحليل وبررسي داده هاي است كه از كار هاي ديگران به تصوير كشيده شده است. براي نمونه آرشيوها،روزنامه، وديو گرام ها (نمودار) آمارهاي دولتي يا نظر سنجي هاي افكار عمومي، اين گونه از تحقيقات عمدتا در مطالعات ميان فرهنگي ومطالعه تغييرات اجتماعي است.

12- تحقيقات زمينه اي اغلب شامل مطالعات بلند مدت ومفصل (عميق) در باره گروه از مردم در محيط طبيعي خود است. كه توسط جامعه شناساني صورت مي گيرد كه مشاركت در آن گروه را انتخاب مي كند اين روش تحقيق دادهاي كيفي يا غير رقمي كه به طور كلي براي متوسط فرضيه در مورد موضوع تحت مطالعه بكار مي رود.

13- درگذشته پژوهشهاي جامعه شناختي اكثر پژوهش هاي جامعه شناختي برروي مردان سفيد طبقه متوسط صورت مي گرفت. جامعه شناسان در حاليكه از طريق استراتژيك هاي تحقيقاتي فمينيستي جهت داده مي شوند امروز نمونه هاي متنوع تري ازمردم به ويژه زنان واقليت هاي نژادي را مطالعه مي كند.

14- جامعه شناسان بايد مراقب باشند از رهنمودهاي اخلاقي در تحقيقات شان طبعيت كنند تا حقوق واعتبار افراد مودر مطالعه خودرا حمايت كند. حفظ اسرار ورضايت آگاهانه نيازيكه جامعه شناسي ابتدا توضيع مي دهد مطالعه اش براي مشاركت كننده گان وبدست مي آورد اجازه آنها كه مورد مطالعه قرار دهد. اين دوچيز ضروري است.

 

قمست سوم:

1-    فرهنگ شيوه مشترك زندگي است كه مشتمل همه چيز است از عناصر مادي غذا، لباس، اثاثيه تا عناصر غير مادي ماند ارزش ها آداب ورشوم ونمادها. فرهنگ آموختني است واز اختصاصات موجود انساني است.

2-    اكثر مرد فرهنگ خودرا برتر از فرهنگهاي ديگر مي داند ايده اي كه شناخته ميشود به عنوان قوم محوري اما جامعه شناسي وانسان شناسي بنا شده است بر اصل نيسبيتي فرهنگي. تصوري كه همه فرهنگ هارا بايد فهم كرد. وبراساس اصطلاحات خودشان به آن احترام گذاشت.

3-                ارزشها ايده اي آنهاي هستند كه در زيري معيارهاي اخلاقي فرهنگ قرار دارند. آمريگايها احترام مي گذارند براي ارزشهاي اصل فرد گراي موفقيت وبرابري فرصت اما آنها هم چنين انسان دوستي را ارج مي نهند موضوعيكه نسبت به كسي كه كمتر خوش شان است.

4-                ارزشها از راه قواعد رفتار كه هنجار خانده مي شود وتنبيه براي نقص آن قواعد كه ضمانت هاي اجرا خانده مي شود اظهار مي گردد. هنجارها هم شامل آداب ورسومي است كه حاكم برزندگي روز مرره است وهم شامل آداب ورسوم رسمي تري است كه قوانين جامعه برآن مبتني است.

5-                سمبل هاي مشترك مانند پرچم وزبان يك فرهنگ را از فرهنگ ديگر متمايز مي كند زبان نشان كليدي بر يك فرهنگ يا هويت متمايز است اگر يك زبان از دست بيرود فرهنگ را كه زبان نماينده آن است فرهنگ آن نيز خواهد مرد.

6-                گرچه زبان نديشه را تعيين نمي كند ( چنانچه فرضيه ساتير لن پيشنهاد مي دهد بااين وجود زبان مي تواند تصورات ورفتار شخص را  جهت وتغيير بدهد. آثار نا مطلوب برچسب زني منفي يك نمونه مناسيب قدرت زبان براي ايجاد انحراف تفكر است.

7-                كاربرد زبان جنسيتي است وبراساسي هنجارها ونقش هاي فرهنگي معين شده  براي مردان وزنان متنوع مي پزيرد. مردان امريكاي جسورتر وبا سراحت تر(سليس) تر از زنان است. د رحاليكه زنا مواب تر وباز تر ومشروح تر مكالمه مي كند.

8-                شوخي پايه در معرفت مشترك كه ريشه هاي فرهنگ دارد در حاليكه كار كرد گراها آنرا نوع برچسب اجتماعي مي داند نظريه پردزان تضاد آنهارا جوك مبتني بر بد گوي هاي قومي ونژادي  وبه عنوان خشونت پنهان ارض يابي مي كند.

9-                يك پارچگي فرهنگي يكي سازي عناصر جديد بايك فرهنگ از راه ارتباط با فرهنگ هاي ديگر تغييرات محيطي يانوع آوري است. افراد با نوع آوري هاي مادي فرهنگي در مقايسه با ارزشهاي كه با آنها خو گرفته اند غالبا سريع تر هما نند مي شود امري كه به وجود آورد شكافهاي فرهنگي را.

10-           انتشار فرهنگ ازيك جامعه به جامعه ديگر كه اشاعه خانده مي شود مي تواند تماس مستقيم بين مردم يا تبادل غير مستقيم كالاها وانديشه ها واقع شود. نوع آوري فرهنگي مي تواند از راه ابداع( يعني كار جديد عناصر فرهنگي موجود) با اكتشاف( يعني خلق چيزي كاملا جديد) واقع شود.

11-           براساس نظريه كاكرد گراي همه فرهنگ در امور مطلق فرهنگي خاص مانند حرمت زناي با محارم مناسيك مذهبي وفرهنگ عامه كه هدف شان بقاي آنهاست مشترك است. هرفرهنگ اين امور مطلق را به شيوه منحصرا انطباقي ابراز مي دارد. قائلين به تعامل نمادين خاطر نشان مي كند كه همه عادات انطباقي نيست وبرخي آنها غير انطباقي است.

12-           نظريه پردازان تضاد تاكيد دارد براينكه گروه حاكم ومسلط بر يك فرهنگ نظام ارزشي وزبان آنرا كنترل مي كند. ولي گروه هاي ستمديده ومحكوم مي تواند زبان گروه مسلط را براي رسيدن به اهداف شان بكار گيرند.

13-           خورده فرهنگ گروهي است كه ارزشها هنجارها وآداب ورسوم اش جداي از روند كلي فرهنگي مي كنند خورده فرهنگ ها ممكن است بر اساس نژاد وقوميت و... باشد.

14-           ضدفرهنگ يك خورده فرهنگي است كه در ارزشها وهنحارها مخالف (ارزشها وهنجارها) فرهنگ حاكم است. نهضت ها وجنبش هاي اعتراضي دانشجوي وبانگ هاي تبهكار نمونه هاي از خورده فرهنگ است.

15-           به دليل افزايش هاي اخير در مهاجرت از امريكا آسيا، آفريقا اروپاي شرقي جامعه آمريكا همه به لحاظ فرهنگي زباني كاملا گوناگون شده است.

16-           دنيا حركت بسوي جهاني شدن در سر تاسر دنيا بقاي فرهنگ هاي بومي را تهديد مي كند.

قسمت چهارم:

1-   ساخت اجتماعي شامل الگوهاي نسبتا ثابت تعامل اجتماعي است كه زندگي اجتماعي انسان را مشخص مي كند در متن ساخت اجتماعي است كه مردم فرهنگ را به اجرا مي گذارد.

2-   پايگاه ها اجزاي كليدي اند كه كه بخش هاي بزرگ تر ساخت اجتماعي از آنها ساخته مي شود.

3-               پايگاه ها انتسابي يا اكتسابي است زمانيكه يك پايگاه در تعيين هويت فردي از اهميت ويژه ئي برخور دار باشد پايگاه اصلي خانده مي شود.

4-               نقش ها جنبه هاي پويايي پايگاها هستند ماپايگاه  را اشغال مي كنيم ونقش را بازي مي كنيم

5-               فشار نقش يا تعارض نقش زماني پديد مي آيد كه مردم در يك زمان چند نقش را بازي كنند.

6-               گروه هاي اجتماعي شامل مردم متعديد ومتفاوت است كه در تعامل منظم با يك ديگرند واحساس يك پارچكي يا هويت مشترك مي كند.

7-               كروه هاي اوليه گرمي وصميمت مي اورد. در حاليكه گروه هاي ثانويه برا انجام اهداف خاص مهيم است.

8-               درون گروه ها برو گروه ها گروه مرجع گونه هاي مهم ديگري گروه هاي اجتماعي هستند.

9-               اندازه گروه در تعيين چه گونه گي عملكرد آن حياتي است.

10-          همه گروه ها دوگونه رهبردارند رهبران ابزاري كه بر نيل به اهداف گروه متمركز است. رهبران ارشادي كه حفظ مي كند روحيه گروه را.

11-          مرد در گروه هاي كوچك احساس فشار شديد مي كند تا خودرا با انتظارات ديگران هماهنگ سازد.واز رهبران گروه فرمان بري داشته باشد.

12-          تفكري گروهي مي تواند مانع از توانا يك گوره منسجم در ساختن تصميم عاقلانه باشد.

13-          شبكه ها يك گونه اي به طور روز افزون مهم از ساختار اجتماعي نسبتا پراگنده اند.

14-          عناصر بزرگتر ساختار اجتماعي شامل سازمانهاي رسمي، اجتماعات، رفتار، نهاد ها وجوامع است.

15-          دوركيم كذاري تاريخي از يك پارچكي مكانيك به ارگانيكي را تشخيص داد. درحاليكه .... اصطلاحات گزلشافت وگمانشافت را بكار برد وديگر كوني تعريف كرد.

16-          ....... نشان مي دهند كه تحود وتكامل اجتماعي تاريخي از مراحل متعددي مي كذرد. شكار، كردآوري، باغباني يا روستاي كشاورزي صنعتي وپساصنعتي.

17-          درآينده ساخت اجتماعي پراگنده تر واجتماعي تر خواهند شد.

قسمت پنجم:

1- اجتماعي شدن فرايند مادامل عمري است.(يا مستمر) كه ته اي آن افراد فرهنگ را مي اَموزد احساس شان اينست به خودشان توسعه مي بخشد . به عضو عمل كننده جامعه مبدل مي شود.

2- زيست شناسان اجتماعي معتقيد است كه براساس اصول تكامل رفتار انسان را ژن هاي او تعيين مي كند. به نفع اين ديد گاه شواهيدي زيادي دردست نيست.

3- طرفداران نظريه تكامل نمايدن در مقام توسعه هويت اجتماع براهميت بازي نقش خودي آيينه سان (انچه ديگران در باره ما فكر مي كند به تصوي مي كشاند) تاكيد دارند.

4- به گفته اي فرويد اجتماعي شدن فرايند چند مرحله اي است كه در آن كودك مي كوشد تا سائق بنيادين زيستي با هنجار ها وارزشهاي اجتماعي متعارض آشتي دهد. اين نظريه به شدت تاثير كذار وبه لحاظ بنيادين آزموه پذير است.

5- نظريه پردازان يا گيراي اجتماعي برا اين باورند كه كودگان هم به شكل غير مستقيم واز طريق مشاهده وتقليد از ديگران اجتماعي مي وند وهم از راه تشويق وتنبيه برا رفتار هاي خاص.

6- ژان پياژه نظريه پرداز شناختي يك نظريه اي چند مرحله اين از توسعه شناختي طرح ريزي كرده كه به بنياني براي مطالعات مختلف درباب توسعه اخلاقي تبديل شده است. اقاي... پشنهاد مي دهد كه كه پسران نسبت به دختران در توسعه اخلاقي برمرحله بالاتر مي رسد. ... مي كويد مطالعات تكميلي كه دلالت دارد كه دختران در مقام استدلال اخلاقي خود هنجار هاي متفاوت اما به اندازه معتبر را بكار مي گيزند كاملا شناخته شده است.

7- چشم انداز طول ودوره زندگي در خصوص اجتماعي شدن يك روي كردي ميان رشته اي است كه هم بر توسعه بزرگسالان تاكيد دارد وهم كودك. نظريه پرداز دوره زندگي به طور خاص علاقه مند به تعريف نگرشها ورفتار هاي گروههاي تولد اند همانهاي كه به عنوان يك نسل درتاريخ باهم بزرك مي شوند وحوادث را تجربه مي كنند درتاريخ به عنوان يك نسل.

8- اريكسون معتقيد است كه توسعه انسان ها به اي مراحل هشت گانه اي زندگي كه هركدام با چالشهاي خاص ويك بحران رشدي اصلي مشخص مي شود وتوسعه مي يابد.

9- تحقيقات روابط شان مي دهد كه درابتداي وميانه اي بزرگ سالي جفت هاي مزدوج در حاليكه استحكام روابط شان مي سنجند مسئوليت هاي متعددي را با مهارت تغيير مي دهند. وهم زما با اينكه آنها تلاش مي كند تا تعارض هاي بين شغل وخانواده حل كند.

10- در مقايسه با ابتداي بزرگ سالي آخري ميان سالي وزمان سال مندي از دست داد نقش است. هرچند احتمالا نقش هاي ديگري جانشين مي شود. به موازات آنگه نيروي بدني تقليل مي يابد سطح فعاليت كاهش پيدا مي كند وسال مند به جان نگاه به آينده به گذشته نظر مي كند.

11- .... پنج مرحله تشخيص داده كه ته اي آن مردم بامرد كنار مي آيد.اما تحقيقات نشان مي دهد كه لزوما ته اي اين مراحل با ترتيب ثابت رشد نمي كند.

12- هرچند بسيار از جامعه شناسان فعاليت هاي خاصي زندگي وهنجارهاي نقشي جنسيتي را به سنين خاصي پيوند مي دهند با اين وجود نظريه هاي دوره زندگي برهمه مردم وهمه فرهنگها طتبيق يا بكار نمي گيرند. در ايالت متحده تغييرات اجتماعي سني را كه بسيار از بزرگ سالان ازدواج مي كند. بچه دار مي شوند وداخل در نيروي كار مي شوند ويا از آن خارج مي شوند تغيير داده است.

13- خانواده عامل اوليه اجتماعي كردن يه ويژه در اسل هاي ابتداي زندگي است كه عزت نفس را پرورش مي دهد يادگير زبان وتوسعه شناختي را فراهم مي كند وپايگاه اجتماعي(طبقه) را به كودك مي بخشد.

14- در اواخر كودگي مدارس عوامل اجتماعي تاثير گذار مي شوند كه به دانش آموزان مهارتهاي اجتماعي را ياد مي دهند. وارزش هيا فرهنگي اصلي وانتظارات نقشي جنسيتي را منتقل مي كند گروه همسالان به لحاظ جنسيتي متمايز كه در مدارس شكل مي گيرند ابزاري ديگري اجتماعي شدن ته اي اين سالها است.

15- رسانه هاي جمعي به ويژه تلويزيون مي تواند به بينند گان جوان را از طريق نمايش خشونت ومدل هاي نقش قالبي جنسيتي به شيوه منفي اجتماعي كند.

16- اجتماعي شدن مجدد فرايند كي براي حذف رفتار هاي مخرب براي اهداف براي مناسبت با اهداف جديد در نظر گرفته شده است. اغلب موسسات مانند زندان كه برزندگي افرادشان اعمال وكنترل مي كنند انجام مي شوند. البته بجاي باز پروري مجرمان اكثر زندانها در ايالت متحده الكوهاي رفتاري مخرب هم بندن را تقويت مي كند.

قسمت ششم:

1-    تعامل احتماعي فرايند فعال وپوياست كه مشاركت كنندهگان مي تونند از زنجيره اي از رفتارهاي به لحاظ اجتماعي پذيرفته شده يك رفتار را انتخاب كند.به دين منظور مردمواقعينت خودرا مي سازند وهنجار هاي فرهنگي خوحود را اصلاح مي كنند.

2-    براساس نظريه اي تعامل نمادين مردم برپايه اي تصورات شان از يك وضعيت وفرض شان در باب تضورات ديگران تعامل مي كنند.

3-                نظريه روش شناسي عومي مطالعه اي قواعد بديهي است كه بر تعاملات اجتماعي حاكم است.

4-                 بار اساس رويگرد نمايش.... تعاملات اجتماعي مانند اجراي تاتر است. به لحاظ فرهنگي واجتماعي معين است. مدرم نقش هاي را بازي مي كنند كه بوسيله اي پايگاه هاي اجتماعي شان به ايشان اعطا شده است.

5-                نظريه پردازان تعامل نمادين معتقيد اند كه مرد مي كوشند تا احساتشان را نسبت به ديگران مديريت كند. عزت نفس شان حفظ كنند وديگران را خوشحال نمايند.

6-                براساس نظريه تعامل نمادين هويت جنسي وجهت گيري جنسي به لحاظ اجتماعي ساخته مي شود. امريكه علت اختلاف بسيار در اظهارات جنسي انسان است. نقش هيا جنسيتي وجهت گيري هاي جنسي ومفهوم زيباي از يك فرهنگ به فرهنگ ديگر متفاوت است.

7-                 مطالعه اي دوجنسي ها(خنثي) كسانيكه جنسي طبيعي وزيستي آنها مبهم است كم مي دهد به نظري كه مي گويد جنسيت به لحاظ اجتماعي ساخته مي شود. بسته به اينكه آيا خنثي ها بزرگ شده اند به عنوان دختر يا به عنوان پسر ممكن است توسعه بدهد هويت جنسيتي دخترانه ياپسرانه.

8-                زمينه هاي رفتار جنسي آمريگاي هاي نشان مي دهد ته اي نيم قرن اخير تفاوت هاي جنسيتي رد رفتار جنسي عملا از بين رفته اسند با يان وجود مردان وزنان هنوز داراي نگرشهاي متفاوت نسبت به اظهارات جنسي هستند. زنان رد انتخاب شريك در مقايسه با مردان محتاط تر وسنجيده تر اند نسبت به مردان زنان همچنين نسبت به مردان زمانيكه درگيري آميزش جنسي غير همسري مي شوند قضاوت منفي تري دارند.

9-                پژوهش انجام گرفته توسط جان سنز نشان مي دهد كه برچسپ منفي قادر است به پيش گويي هاي خود شكوفا كننده اي توليد كند كه به ويژه درميان زنان وسال مندان اظهارات جنسي را كاهش مي دهد.

10-           همچون اظهارات جنسي روابط غير كلامي( ژست ها اظهارات چهره اي اشارات چشمي، لمس كردن، تون صدا، سرعت وبلند وآهسته بودن سخن به لحاظ اجتماعي ساخته مي شود.

11-           مطالعه آمريكاي ها تفاوتهاي جنسيتي در كار برد روابط غير كلامي را آشكار مي كنند اين تفاوتها بر خرده فرهنگ هاي جنسيتي وپايگاه هاي اجتماعي مردان وزنان ريشه دارد.

12-           - كاركرد گراها معتقد اند كه تفاوت هاي جنسيتي در ارتباط غير كلامي كمك مي كند تا از طريق تقويت تفاوتهاي مو جود در نقش هاي جنسيتي توازن اجتماعي حفظ كردد.اما نظريه پردازان تضاد چنين تفاوتهاي را شاهد بر تفاوت قدرت مي دانند كه ميان مردان وزنان وجود دارد.

13-           به گفته يا نظريه تعامل نمادين مسائل احتماعي ماند فقر كودك آزاري وفساد محيطي به لحاظ اجتماعي ساخته مي شود تنها زماني آنها تعريف مي شوند به عنوان تهديد اجتماعي كه تبديل به مساله شوند.

14-           آزاري جنسي به عنوان يك مساله اجتماعي باز تعريف مي شده است. اما چون توافق درباب اينكه آزار جنسي چيست نسبت درباب نحوه اي برخورد باآن ترديد وجود دارد.

قسمت هفتم

1-   جامعه شناسي انحراف را مفهوم نسبي مي دانند از اين رو از نظر ايشان هيچ رفتاري ماهيتا انحرافي نيست انحراف را در همه جوامع مي توان مشاهده كرد.

2-   انحراف را مي توان به عنوان يك برچسب منفي تفسير كرد كه توسط قدرت مندان اجتماعي ايجاد وبكار گرفته مي شود همه اعمال باورها وشرايط را مي توان برچسب انحرافي زد.

3-               كنترل اجتماعي مي تواند شامل تنبيه وتشويق شود كنترل اجتماعي را نماينده گان رسمي وياغير رسمي اعمال يا بكار مي گيرند. همچنين كنترل اجتماعي نتيجه اجتماعي شدن درست است.

4-               نظريه تضاد تاكيد دارد براينكه نخبگان اجتماعي قادرند تا انحراف را در راستاي منافع خود تعريف كند.

5-               هرچند انحراف زدگي اجتماعي را مشكل مي سازد واعتماد را از بين مي برد وكنترل آن بسيار پرهزينه است. اما كاركرد مثبت زيادي هم دارد. انحراف حدود رفتار هاي پذيرفته شده را فراهم مي آورد. يك پاچگي را حمايت مي كند وضرورت تغييرات را هشدار مي دهد.

6-                پزيتويسم روانشناختي ريشه اي انحراف را بر اساس عوامل دروني توضيح مي دهد. پزيتويسم جامعه شناختي اهميت عوامل بروني كه بر محيط اجتماعي واقعند را مورد تاكيد قرار مي دهد.

7-               نظريه هاي ساختار اجتماعي مانند نظريه اي فشار مرتون يا نظريه مهم ارزشي طبقه پايين ميلر نرخ با لاي انحراف رد ميان فقرا واقليت هارا از طريق ارجاع به عوامل ساختاري گستردئي مانند فرصت هاي مسدود شده يا ارزشهاي خرده فرهنگ هيامتمايز توضيح مي دهد.

8-               نظريه هيا فرايند اجتماعي مانند نظريه معاشرتهاي متفاوت ساترلند يا نظريه كنترل هرسل تصميمات انفرادي منحرف را ازراه ارجاع به عوامل مانند يادگيري اجتماعي با پيوند با جامعه اي سنتي تبيين مي كند.

9-               نظريه برچسب زني نتايج استعمال بر چسب هاي انحرافي را نسبت به افراد جستجو مي كند اين نظريه اين چنين فرض مي گيرد كه يك لكه اي ننگ احتمالا تبديل به يك پيشگويي خود شكوفا كننده مي شود.

10-          در جوامع جديد كه از راه ابهام هنجاري قابل توجه مشخص مي شوند بسياراز اشكال رفتار كه زماني كاملا انحرافي تلقي شده سر كفت مي شوند اينها به عنوان بيماري ونه كناه تعريف مجدد مي شوند به علاوه دربرخي موارد اين رفتار ها بعد ها به عنوان غير انحرافي شايسته اي پذيرش تفسير  مجدد شدند.

11-          ولي برخي مواقع چرخه اي سركوبي موداوا پذيرش معكوس مي شود. ورفتار هاي قبلا پذيرفته شده مانند رانندگي در حالت مستي ياكشيدن سيكار رفتار هاي انحرافي تلقي مي شوند.

قسمت هشتم

1-    روي كرد حقوقي جرم را هرگونه نقض قوانين وضع شده توسط تولت قانوني تعريف مي كند برعكس روي كرد حقوقي طبيعي جرم را نقض برخي اصول مطلق مي داند.

2-    ايالت متحده از سنت حقوقي آن پيروي مي كند كه درآن موارد متعدد جمع مي شود. تامجموعه منسجم از قواعد حقوقي اساس اويه اي قضايي مبتني است شكل گيرد. بسيار جومع ديگر سنت هاي حقوقي مدني يا حقوقي ديني را مي پذيرند.

3-                اكثر جامعه شناسان بر اطلاعات بر گرفته از گزارش هاي منظم جرم يازمينه يابي ملي آزار جرمي تكيه دارد. هرچند هردومنبع ضعف هيا جديد دارند.

4-                جرم هاي خياباني در ايالات متحده آمريكا از ابتداي ده 1990 كاهش يافته است تغييرات جمعيتي ورشد سريع زندانها به تبيين اين روند كمك مي كند.

5-                نرخ جرم هاي خشن در ايالت متحده در مقايسه با ديگر كشورهاي پيشرفته به ويژه چاپان خيلي زياد است.

6-                آدم كشي به طول معمول بين افراد آشنا واغلب خارج از تعارضهاي جاري رخ مي دهد.

7-                امروز قرباني هاي تجاوزات جنسي در مقايسه با قرباني هاي تجاوزات جنسي در چند دهه قبل قابل توجه بيشترمي شود.

8-                جرم سازمان يافته زمانيكه فرصت هاي قانون مسدود شده باشد اغلب ابزار مهاجران واقليت ها براي موفقيت است.

9-                چهار نوع عمده جرمهاي جمعي تخلفات مالي حفظ شرايط پرخطر كار توليد كالاهاي ناسالم و جرم هاي محيطي است.

10-          جرم هاي به قرباني را به نهايت سخت مي توان كنترل كرد( اين دسته ازجرم هنگام به وجود مي آيد كه قانون يادولت سيع دارد تا مبادلات ميان بزگسالان مشتاق را  از كالا وخدمات به شدت مطلوب جلو گيري كند.

11-          در بسيار از ملت ها از جمله ايالت متحده هم اكنون در حال تجربه اي خط ومشي اي اجتماعي اند.

12-          دادگاه هاي آمريكا براساس قواعد مخالف عمل مي كند اما در عمل در اكثر موارد طرفين را به مصالحه مي خوانند.برعكس بسيار ازجوامع اروپايي مدل ورسيدگي را بكار مي گيرند.

13-          تنبه مبتني بريك يابيش از چهار دليل منطقي است. تلاقي، عبرت ، توانبخشي، يانا توان سازي.

14-          سيستم زندان در دهه گذشته بيشتر از حد شلوغ شده

15-          جوامع بايد يعني رسيدگي هاي كوتاه مدت وبلند  جرم كه علل ريشه ي را نشان ميدهد طبقه اي مناسب اختيار كند.

16-          افراد يكه اقدام به جنايت هاي عمده اي خياباني مي كنند معمولا مردان جوان طبقه اي پايين است. تعدادي به تناسب از آنها عضوگروه هاي اقليت اند. اكثر قربايني هاب جرمهاي خياباني از همان دسته جمعيتي خلاف كاران ان

17-          ايالت متحده در ميان كشورهاي كلام توسعه يافته در كار برد تنبيه هاي مالي تقريبا تنها است.

18-          برخي مشاهده گران معتقد اند كه جرم زدايي ازراه كاربرد درمان ودارو به نظام عدالت جناي امكان مي دهد . تاتوان ومنابع خودرا برجرم هاي جدي متمركز كند.

قسمت نهم

1-    همه جوامع البته بيشترين جوامع سنتي از راه الگوهاي قشربندي اجتماعي مبتني بر متغيير هاي مانند جنسيت،نژاد، قوميت، وپايگاه هاي اقتصادي مشخص مي شود.

2-    نظامهاي فشربندي اجتماعي عموما از راه نظامهاي باور بطور كسترده پذيرفته شده اي كه ايد ئولوژي خوانده مي شود.

3-                ايدئولوژي كه به عدالتي اقتصادي جوامع را مشروع مي كند يا قانوني مي كند طبقاتي گراي خانده مي شود. اين ايدئولوژي پيشنهاد مي دهد يا تاكيد مي كند كه از آنجاي كه فرصت هاي برابر كسترده اي وجود دارد. سرنوشت هم ثروت مند وهم فقير حقشان است.

4-                به عدالتي اقتصادي ساختاري عمومال به موزاتي توسعه كشور رشد مي كند، تا آنكه آن كشور ها به مرحله اي سنتي برسند كه دراين هنگام جريان عكس مي شود.

5-                الگوهاي تاريخي قشر بندي اجتماعي در بردارنده نظام هاي برد داري كاستي. جوامع توسعه يافته اي معاصر بحاي تاكيد بر الكوهاي نابرابري اقتصادي ساختاري شده اي مرتبط در طبقه تاكيد دارند.

6-                نظريه هاي نقض كه عموما توسط جامعه شناسان به عنوان نظريه هاي غير دقيق وگمراه كننده تلقي مي شود قشر بندي اجتماعي را براساس تفاوت در توانايي هاي افراد وجود دارد.

7-                نظريه كاركردگرا مانند نظريه اي كه تزي ديوس موس توسعه يافته پشنهاد مي دهند كه قشر بندي اقتصادي اجتناب ناپذير است در اينكه داراي كار كرد مثبت تضمين كننده اي اين امر است. كه مهم ترين پايه هاي جامعه در اختياري توانا ترين مردم قرارگيرد.

8-                نظريه پردازان تضاد بااين راي كار كرد گراها موافق نييستند كه آثار قشر بندي را مثبت مي داند برخي اين نظريه ها هم چنين اين امر را كه نابرابري اقتصادي ساختاري شده اجتناب ناپذير است انكار مي كند.

9-                .... معتقيداست كه طبقات اجتماع مركب است مردمان كه ارتباط با ابزار توليد مهيم اند در چنگ آشتي نا پذيري بايگديگر در گيرند. به منظور پيروزي دراين جنگ طبقات زيردست مي باسد آگاهي كست كند طبقه حاكم مي كوشد تا آگاهي طبقاتي را از راه حمايت كردن از اشكال مختلف آكاهي دروغين تاخير اندازد.

10-          دارندورف روي كرد ماركس را به يك نظريه عام تري جنگ بين گروه هاي حاكم ومحكوم تغيير داده است.

11-          ماركس سه نظام متضاد از قشر بندي اجتماعي را در جامعه مدرن تشخيص مي كند.

12-          قائلين يه نظريه تعامل نمادين تاكيد دارند بر اهميت سمبل منزلتي وشيوه هاي ديگر گه تفاوتهاي طبقاتي والگوهاي روزانه اي تعامل اجتماعي اثر مي گذارد.

13-          جهان جديد الگوي هاي از قشر بندي اجتماعي را رد قالب چندين گروه متمايز ملي به نمايش گزاريده است.

14-          نظريه مدرن سازي تاكيد دارد كه همه جوامع دنيا سرنجام به جوامع كاملا توسعه يافته تبديل مي شوند.

15-          نظريه وابستگي كه فقر بسيار از كشورها را كه........

16-          نظريه نظام جهاني كشورهاي جهان را به سه دسته تقسيم مي كند مركزي نيمه حاشيه اي وحاشيه اي هر گروه نقش مختلف در نوع خط توليد جهاني بازي مي كند.

قسمت دهم

1-   جامعه شناسان چشم انداز ياشيوه اي از فكر كردن است كه اثر كزاري نيروهي اجتماعي بر رفتار انساني را به طور نظم نشان مي دهد.

2-   جامعه شناسان شيوه هاي تحقيق علمي را بكار مي گيرند تا داده هاي تجربي را جمع آوري كند ونظريه هاي بيسازند كه واقعيت اجتماعي را تا حد امكان به دقت توضيح دهد.

3-               جامعه شناسان مي كوشند تا هم تبيين هاي رفتاري پنهان اجتماعي را تشخيص دهد وهم تبيين هاي آشكار تر را اين فرايند را رمز كشايي كويند

4-               ريشه اي جامعه شناسي به طور عمده بسوي اهميت اختلاف فرهنگي وفرايند جهاني شدن جهيت وسو گيري شده است.تا از اين طريق الگوهاي معاصر زندگي اجتماعي را تبيين كند.

5-               جامعه شناسان توجه ويژه به چهار وجه عام زندگي اجتماعي دارند. اجتماعي شدن به عدالت اجتماعي ساختاري شده نهاد هاي اجتماعي تغييرات اجتماعي.

6-               جامعه شناسي در قرن نزده در اروپا متولد توسعه ورشد علم انديشه هاي عصر روشن گري انقلابي صنعتي وگسترش استعمار به توسعه آن كمك كرد.

7-               چهره هاي كليدي در رشد جامعه شناسي شامل آكست كنت .....

8-               زنان واقليت ها در حاليكه عمدتا تا همين اواخر ازريشته اثتثنا مي شدند امروز كمك هاي اسا سي هستند

9-               پارادام كاركرد گرا اين نكته را تحليل مي كند كه عوامل متنوع عناصر متونع تشكيل دهنده اي اجتماعي چكونه عمل مي كند تا عمل اين نظام ها را هماهنگ ويك نواخت وكار آمد نگهدارد. واز تغييرات چشمگير وبزرگ جلوگيري كند.

10-          پاردايم تضاد تاكيد دارد براينكه زندگي اجتماعي بعنوان جنگ ميان افراد وگروه هاي رقيب براي تسلط ومنابع كمياب وبا ارزش بهتر فهميده مي شود. واينكه تغيير در زندگي اجتماعي همشه گي است.

11-          پارادايم تعامل نمادين در سطح جامعه شناسي خرد براين تاكيد دارد كه معاني كه مردم طي تعامل با ديگران مي سازند چگونه بررفتار اجتماعي انسان شكل مي دهد.

12-          جامعه شناسي كمگ برحل مشكلات اجتماعي مردم،كسب درامد وامرار معاش وتصميم سازي در باره مسايل زندگي است.

 

 

 

 

 

 

 

 


نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

Last Updated on شنبه ، 2 خرداد 1388 ، 13:56
 

ساعت

Ulti Clocks content