| شعرازعلی مدد رضوانی |
|
|
|
| نوشته شده توسط علی مدد رضوانی مالستانی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سه شنبه ، 29 ارديبهشت 1388 ، 08:08 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
علی مدد رضواني مالستانی
شب يلدا: يلدا، نه شب که ماه دلآراي کابل است ماه تمام در دل شبهاي کابل است از پشت ابر، نه که اين بُرقع سياه با اضطراب، محو تماشاي کابل است او غصه ميخورد، به گمانم که تا هنوز اندوهگينِ روزِ مباداي کابل است تا صبح آه و نالهي ما را شنيده است تا صبح او به فکر مداواي کابل است ميگفت جنگ نه، خرابي و رنج، نه، دنبال کشفِ تازة معناي کابل است با روسريِ آبيِ خود، پاک ميکند او هرچه گرد بر رخ فرداي کابل است آري، براي من، من شاعر يقين کنم يلدا، نه شب که دختر زيباي کابل است.
علي مدد رضواني مالستانی
ليلا: ليلا مهاجر است که حرفي نميزند آزرده خاطر است که حرفي نميزند ليلا نماد غربت اين حال و روز ماست درد معاصراست که حرفي نميزند ليلا براي رنج کشيدن تمام عمر انگار حاضر است که حرفي نميزند گم گشته در هياهوي رنگ و رياي شهر انگار کافر است که حرفي نميزند ليلا دلش گرفته از اين کوچههاي تلخ فردا مسافر است که حرفي نميزند اين شعر را براي دل او سروده ام اين بيت آخر است که حرفي نميزند
Powered by !JoomlaComment 4.0alpha3
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| Last Updated on سه شنبه ، 2 تیر 1388 ، 16:14 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||






