| ارتباط جمعی در قرآن |
|
|
|
| نوشته شده توسط عبدالله علیزاده | ||||||
| يكشنبه ، 27 ارديبهشت 1388 ، 13:49 | ||||||
|
موضوع: ارتباط جمعی در قرآن
مقدمه نياز هاي بشر به آگاهي از محيط پرامونش وبراورده كردن نيازهاي مادي وروحي رواني خودش از آغاز زندگي اقدام به ارتباط جمعي مي كند وباهم ديگر ارتباط بر قرار ميكند اين ارتباط متداويم باعث به وجود آمدن پديده شد كه امروزه از آنها به «رسانه» تعبير مي شود. ارتباط جمعي ازدير زمان بين انسانها وجود داشته وافراد باهم ديگر به انواع مختلف باهم ديگر ارتباط برقرار مي نموده. قرآن كريم كه خود پيامي است از طرف خداوند متعال به اين ارتباط انسانها توجه نموده وآنرا مورد بحث قرار داده است كه اين نوشتار مي كوشد آن را به زبان قلم بيان كند. مفاهيم ارتباط كلمه ار تباط در علوم ارتباطات بكار مي رود ومعني گوناگوني ازآن قصد مي شود نزير انتقال انديشه وايجاد ارتباط با ديگران وغيره . براي كلمه ارتباط در علوم ارتباطات متخصصان علوم ارتباطات چه به صورت مفرد communication وچه به صورت جمع communications معني گوناگوني را براي آن ارائه داده است. شايد دليل عمده آن اين باشد كه آدم ها براي ارتباط برقرار كردن با ديگران از وسايل وابزارهاي مختلف استفاده ميكنند. « ريد سون[1]در تعريف ارتباط مي نويسد در ارتبط جمعي از اين نظر ممكن است از ساير اقسام ارتباط متمايز باشد كه قسمت بزرگي از عالم رامورد خطب قرار دهند نه تعدادي محدود يا بخش خاصي را، ارتباط جمعي همجنين اين تصويري مجازي را از پاره اي وسايل فني انتقال ارتباط نيز به وجود مي آورد، وسايل فني كه قادرند در يك زمان انتقال انتقال ارتباط را برمردمي كه بخشي از عامه هستند انجام دهند.[2]» بهترين تعريف كه براي ارتباط ارائه داده است كولي [3] دانشمند وجامعه شناسي آمريكاي است. ايشان ارتباط را چنين تعريف كرده است. « ارتباط مكانيسمي است كه روابط انساني براساس وبه سيله آن بوجود مي آيد و تمام مظاهر فكري و وسايل انتقال و حفظ آنها در مكان و زمان بر پايه آن توسعه پيدا كند. ارتباط حالات چهرها، رفتارها، حركات، كلمات ، طنين صدا، نوشته ها، چاپ، راه آهن تلگراف، تلفون وتمام وسايلي كه اخيرا در راه غلبه بر مكان وزمان ساخته شده اند همه را در بر مي گيرد.»[4]
روش وهدف در ارتباطات در برقراري ارتباط هدف وروش خاص وجود ندارد در هر ارتباطي روش واهدافي خاصي وجود دارد كه در هرارتباطي توسط فرستنده پيام دنبال مي شود . هر ارتباطي خودي خود داراي هيج گونه روش وهدف نيست بلكه بستگي به شرايط دارد كه ارتباط صورت مي كيرد افراط در شرايط مختلف و در زمان مختلف وبراي هدف هاي مختلف باهم ديگر ارتباط بر قرار مي كند ودر اين ارتباط از روش هاي مختلف براي ارسال پيام به گيرنده استفاده مي كند. وروش هاي بر مي گزيند كه مناسب باهدف باشد واورا به هدف شان نزديك تر كند وتاثير بشتري روي افكار وانديشه گيرنده پيام داشته باشد. ارتباط فردي وجمعي ارتباط فردي آنست كه بين دو نفرد به طور مستقيم صورت مي كيرد ولي ارتباط جمعي ارتباط بين يك نفر با گروهي افراد است مانند سخنراني ، راديو ، تلويزيون ، و... وهر كدام اينها از لحاظ كاركرد وتاثير گذاري مختلف است . ارتباط جمعي در اسلام: ارتباط در اسلام رامي توان از زمان نزول وحي به پيامبر وازآنجا به مردم وواكنش مردم نسبت به وحي وپيامبر(ص) مورد بررسي قرار داد. اگر به نيزول وحي از طرف خداوند بر پيامبر نگاه كنيم خداوند محتوياتي را بانماد الفاظ كه به آن «قرآن» مي كويد ازطريق جبرئيل بر پيامبر نازل مي كند. الفاظ،كلمات، سوره ها وآيه هاي آن رمزها و نماد هي هستند كه خداند برا پيام هاي خود انتخاب كرده است وپيامبران جز انتقال پيام به انسانها نقش ديگري نداشته اين پيام تاابد دست نخورده باهمين رمزها ونمادها باقي خواهد ماند. إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ[5]بيترديد، ما اين قرآن را به تدريج نازل كردهايم، و قطعاً نگهبان آن خواهيم بود. واين هنر رمزها بود كه قرآن كريم درآن زمان توانيست در دل آدمها جا باز كند وتاامروزدلهاي ميليون ها انسان به خود عاشق كند. بايد توجه داشت وقتي پيامبران پيام هارا دريافت مي كردند. فقط به در يافت پيام اكتفا نمي كردند، بلكه بعد از دريافت براي مردم ابلاغ مي كردند. با انتقال پيام به مردم آدم ها واكنش هاي متفاوت از خود نشان مي دادند. ارتباط انسان به خداوند توسط دعا مي تواند ارتباط ديگر ي باشد، انسان هاي نياز مند توسط دعا باخداوند متعال ارتباط بر قرار مي كند وپيام هاي را باهرگد ورمزي بسوي خداوند مي فرستند. باز خورد آن از طرف خداوند به صورت استجابت وعدم استجابت به سوي بندگان فرستاده مي شود. ارتباط جمعي در اسلام عبارت است از انتقال پيام هاي اسلامي از سوي فرستنده براي گيرنده (بنده گان الهي) كه باهدف پيروي از دستورات الهي وعمل كردن به بايدها نبايد هاي پيام هاي الهي انجام مي گيرد. عناصر ارتباط در هر الگوي ارتباطي سه عنصر مهم وجود دار كه عبارت است از فرستنده پيام ، پيام ، وگيرنده پيام. اين سه عنصر در هر ارتباطي وجود آن ضروري است اگر اين سه عنصر نباشد ارتباط سورت نخاهد كرفت اگر ارتباط صورت گيرد مسلما بسيار كم رنگ خواهد بود. البته عناصرهاي ديگري نيز در برقراري درست ارتباط ونحوه تاثير گذاري آن وجود دارد. وهمچنين نحوه فكر انديشه واينكه فرستنده در چه قالب پيام خود را بريزد تامخاطبان پيام اورا به طوردرست متوجه شود در ارتباط خيلي مهم است وتاثير زيادي بر جاي مي گذارد. 1- منبع پيام( فرستنده ) اينگه چه گسي پيامرا منتقل مي كند ويابه عبارت ديگر شخصيكه پيامرا منتقل مي كند از چه موقعيت وجايگاه اجتماعي برخورداراست. در ارتباط اهميت زيادي دارد. انسانها طبيعتا پيام هاب كه از طرف كسانيكه از موقعيت وجايگاهي برتري در اجتماع برخوردارند فرستاده مي شود راحت تر مي پذيرد وتحت تاثير آن قرار مي گيرد. از ديد گاه اسلام هيچ منبع پيامي به غير از خداون وكسانيكه اوبراي منبع پيام تعيين كرده است ارزش ندارد. إِنِ الْحُكْمُ إِلاّ لِلّهِ[6] فرمان جز به دست خدا نيست خداوند كريم خود مستقيما به ارسال پيام به بنده گان نمي پردازد بلكه پيام خودرا توسط جرئيل به پيامبران وبه گسانيكه كه خود از بين بنده گان خود براي در يافت پيام بر گزيده است انتخاب مي كند. إِنَّ اللّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحًا وَ آلَ إِبْراهيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمين[7]َ به يقين، خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر مردم جهان برترى داده است. پيامبر در ارتباط باانسانها تنها فرستنده پيام است پيام هاي را كه از خداوند در يافت كرده است به ديگران مي رساند. إِنْ هُوَ إِلا وَحْىٌ يُوحَى[8] قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشرٌ مِّثْلُكمْ يُوحَى إِلىَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَحِدٌ فَمَن كانَ يَرْجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صلِحاً وَ لا يُشرِك بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدَا[9] بگو: من هم مِثل شما بشرى هستم و[لى] به من وحى مىشود كه خداى شما خدايى يگانه است. پس هر كس به لقاى پروردگار خود اميد دارد بايد به كار شايسته بپردازد، و هيچ كس را در پرستش پروردگارش شريك نسازد. تنها كساني مي توانيستند پيامهاي الهي را به مردم بيان كند وپيام رساني آنها حجت بود كه از طرف خداند براي پيام رساني به مردم تعيين شده بود. بعد از پيامبران ائمه (عليه السلام) پيام رسان براي انسانها خواهد وبعد آن كسانيكه خواهد بود كه وارثان پيامبر وائمه هستند البته ممكن است سازمان ها،مربيان، نشريات، وسينما، وغير نيز در اين راستا كاركند. 2- پيام پيام همان چيزي است كه از فرستنده به گيرنده فرستاده مي شود ومي توان گفت پيام اساسي ترين جيز در ارتباط است زيرا بواسطه پيام است كه ارتباط بين فرستنده وگيرنده پيام بر قرار مي شود. اسلام اهميت زيادي به پيام قايل است و هميشه تاكيد دارد براينكه پيام بايد واضح وروشن باشد تاارتباط به صورت مطلوب صورت گيرد. ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ وَ اللّهُ يَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما تَكْتُمُونَ[10] بر پيامبر [خدا، وظيفهاى] جز ابلاغ [رسالت] نيست، و خداوند آنچه را آشكار و آنچه را پوشيده مىداريد مىداند. يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ إِنَّ اللّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ[11] اى پيامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ كن؛ و اگر نكنى پيامش را نرساندهاى. و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مىدارد. آرى، خدا گروه كافران را هدايت نمىكند. يكي از موفقيت هاي انبيا در پيام رساني به جهان بشري روشن وشفاف بيان كردن پيام ها بوده است . گاهي پيامبران وائمه عليه بايك حرف چنان در افكار وانديشه هاي آدمها اثر مي گذاشت كه كاملا اورا عوض مي كرد. مسلما اگر فرستنده پيام نتواند پيام خود در قالب نماد هاي درست وقابل فهم به ديگران منتقل كند اگرچند او اطلاعات لازم را نسبت به پيام داشته باشد ولي هنر انتقال اين پيام را به گيرنده نداشته باشد در جريان ارتباط با شگست مواجه خواهد شد . فرستنده ي كه مي خواهد با ديگران ارتباط بر قرار كند وهدف ومقصود خودرا به صورت پيام مي خواهد در اختيار ديگران قرار دهد اين پيام قابل انتقال نخواهد بود مگر اينكه آن را در قالب نمادها وعلائيم قابل فهم به گيرنده منتقل كند يابه عبارت ديگر به صورت قابل انتقال در آورد. 3- گيرنده پيام گيرنده پيام نيز در انتقال پيام نقش دارد وبه هيج وجه حالت انفعالي ندارد فرستنده از ميان پيام هاي ارسالي پيام هاي انتخاب مي كند كه مورد تاييد ودلخاهي اوست وهر پيامي را نمي پذيرد . به هيج نبايد معلومات واطلاعات وگرايشها وطرزفكر،ومهارت وخصوصيات اجتماعي وفرهنگي گيرنده گان پيام را از نظر دور داشت. مخاطبان پيام در طبقات مختلف اجتماعي ،خوانوادگي وفرهنگي پرورش يافته است. وهرفرد به پيام خاصي علاقه نشان مي هد وگيرندگان ومخاطبان پيام چند دسته اندكه به صورت زير در قرآن كريم مورد خطاب قرار گرفته است. 1- تمامي مردم در آيه هاي كه با « ياايهاالناس» آغاز شده است. يَأَيهَا النَّاس اعْبُدُوا رَبَّكُمُ ...[12] يَأَيُّهَا النَّاس كلُوا مِمَّا فى الأَرْضِ... ٌ[13] يَأَيهَا النَّاس اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِى خَلَقَكم مِّن نَّفْسٍ وَحِدَةٍ وَ خَلَقَ...[14] يَأَيهَا النَّاس قَدْ جَاءَكُمُ الرَّسولُ بِالْحَقِّ مِن رَّبِّكُمْ فَئَامِنُوا خَيراً...[15]ً ايَأَيهَا النَّاس قَدْ جَاءَكُم بُرْهَنٌ مِّن رَّبِّكُمْ...[16] قُلْ يَأَيُّهَا النَّاس إِنى رَسولُ اللَّهِ إِلَيْكمْ...[17] يَأَيهَا النَّاس قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظةٌ مِّن ...[18] قُلْ يَأَيهَا النَّاس إِن كُنتُمْ فى شكٍ مِّن ...[19] يَأَيُّهَا النَّاس اتَّقُوا رَبَّكمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ الساعَةِ ...[20] يَأَيهَا النَّاس اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَ اخْشوْا يَوْماً...[21] يَأَيهَا النَّاس اذْكُرُوا نِعْمَت اللَّهِ عَلَيْكمْ...[22]َ يَأَيهَا النَّاس إِنَّا خَلَقْنَكم مِّن ذَكَرٍ وَ أُنثى...[23]
2- در بعضي موارد خداند كريم قوم خاصي را مور د خطاب قرار مي دهد. يَبَنى إِسرءِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتىَ الَّتى أَنْعَمْت عَلَيْكمْ...[24] يَبَنى إِسرءِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتىَ الَّتى أَنْعَمْت عَلَيْكمْ...[25]َ
وَ لَقَدْ ءَاتَيْنَا بَنى إِسرءِيلَ الْكِتَب وَ الحُْكمَ وَ النُّبُوَّةَ...[26] َ لَقَدْ نجَّيْنَا بَنى إِسرءِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ[27] يَبى إِسرءِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتىَ الَّتى أَنْعَمْت...[28] 3- آياتيكه افراد هاي خاصي را مورد مورد خطاب قرار مي دهد. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرين يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ .. .[29] يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ في إِبْراهيمَ وَ ما أُنْزِلَتِ ...[30] يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا ...[31] إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ ءَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ...[32]َ
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُباتٍ أَوِ انْفِرُوا جَميعًا[33] يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا الرِّبَوا أَضْعافًا مُضاعَفَةً وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون[34]َ إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ ءَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُون[35]َ 4- در مواريد ديگر شخص خاص را مخاطب قرار مي دهد. يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ...[36]َ يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ[37] يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفّارَ وَ الْمُنافِقينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصيرُ[38] يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللّهَ وَ لا تُطِعِ الْكافِرينَ وَ الْمُنافِقينَ إِنَّ اللّهَ كانَ عَليمًا حَكيمًا[39] خداوند در قرآن كريم افراد هاي ديگري را نيز مخاطب قرار داده واز آوردن آن صرف نظر مي كنيم. باز خورد يكي از عناصر مهم كه در ارتباط وجود دارد عنصر « تاثير » است تاثير نتيجه است كه از هر ارتباط حاصل مي شود . مهمترين ملاك تشخيص تاثير يك جريان ارتباطي باز خورد است بازخورد عبارت است از واكنش كه فرد بعد دريافت پيام وارزيابي ومقايسه آن از خود نشان مي دهد. ودوباره در يافت خودرا به سورت پيام به فرستنده ارسال مي كند اين بازخورد مي تواند مثبت باشد مي تواند منفي باشد. ِانّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمّا شاكِرًا وَ إِمّا كَفُورًا[40] . ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس! وَ لَقَدْ صَرَّفْناهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبى أَكْثَرُ النّاسِ إِلاّ كُفُورًا[41] و قطعاً آن [پند] را ميان آنان گوناگون ساختيم تا توجه پيدا كنند، و[لى ] بيشتر مردم جز ناسپاسى نخواستند. وَ إِذا قيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ[42] و چون به ايشان گفته شود چنانكه [ساير] مردم ايمان آوردهاند، [شما هم] ايمان آوريد، گويند آيا ما هم مانند كمخردان ايمان بياوريم؟ بدانيد كه خودشان كمخردند، ولى نمىانند. نيازفرستنده به بازخورد اگر چند در يافت كننده پيام ملزم نيست كه بايد واكنش خودرا به فريستنده پيام ارسال كند ولي اين فريستنده است كه نياز به اطلاع ازواكنش وعكس العمل گيرنده وتاثير كه اين پيام روي گيرنده داشته دارد. لذا است كه اسلام به ارزيابي برنامه ها وامور زندگي تاكيد مي كند. امام كاظم (ع) مي فرمايد: (ليس منا من لم يحاسب نفسه كل يوم)[43] هركس كه نفس خودرا هر روز به محاسبه نكشاند از مانيست. وقتي فريستنده پيامي را به سوي مخاطبان ارسال مي كند براي ارزيابي آن حد اقل توجه به سه نكته ضروري بنظر مي رسد. 1- برد پيام ارسالي (موج پيام ارسالي در سطح كشورو...) 2- توجه به در صد مورد نياز بودن پيام ارسال شده 3- توجه به اينكه چه تاثير شناختي' عاطفي واحساسي روي مخاطبان داشته است.آنها چه پاسخي( گفتاري رفتاري احساسي) داده اند.
مطبوعات ورسانه هاي جمعي همه كسانيكه در اجتماع زندگي مي كند وبادنياي از خبرهاي علمي وغير علمي سروكار دارد مي داندكه امروزه به صورت بسيار گسترده روزنامه ها، مجلات وهفته نامه ها ' راديو تلويزيون ماهوارها ... پيام هاي مختلف و متنوع را از تمام نقاط جهان در اختيار شنونده گان و بننده گان خود قرار مي دهد. دولت ها روزنامه ها ومجلات وهفته نامه ها ... را براي اينكه همه اقشار جامعه به آن دسترسي داشته باشد واز اخبار روز ومطالب عملي روز اطلاع پيد كند كمتر از قيمت تمام شد شان به فروش مي رساند. نقشهاي مطبوعات ورسانه ها امروزه انتقال پيام به ديگران از طريق مطبوعات ورسانه ها نقش بسيار بالاي در زندگي روزمره ي آدمها دارد' به طوريكه قرن حاضررا قرن ارتباطات نام نهاده اند. حتي درعالم سياست وحكومت داري نيز پيام رساني اهميت زيادي دارد زيرا دارندگان قدرت هاي سياسي براي حفظ قدرت خود وگنترل مردم پيام ها وخبرهاي كه به مردم ارسال مي شودرا تحت كنترل خود قرار مي دهد وفيلترهاي مختلف را روي آن اعمال مي كند. الف ) ارسال اخبار مهم ترين نقش روزنامه، مجلات هفته نامه' راديو وتلويزيون ... اطلاع رساني وخبرپردازي در مورد حوادث واتفاقهاي است كه در سراسرجهان اتفاق مي افتد وهمچنين اطلاع رساني از پيشرفت هاي علمي در جهان ... است اگرچند به علت اينكه بيشتر خواننده گان مطبوعات خصوصا روزنامه ها وتلويزيون عامه مردم هستند لذا است كه روزنامه ها وتلويزيون بيشبر به گزارش سطحي مسايل سياسي واجتماعي گشورها مي پردازد دنياي كه ما در آن زندگي مي كنيم لب ريز از خبررساني است زمين خورشيد ستاره گاه آب باد درختان كلها... همه از خداوند كريم خبر مي دهد ونشانه اي ازخداوند خالق است. هُوَ الَّذي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُورًا وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنينَ وَ الْحِسابَ ما خَلَقَ اللّهُ ذلِكَ إِلاّ بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ اْلآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ[44] اوست كسى كه خورشيد را روشنا ى بخشيد و ماه را تابان كرد، و براى آن منزلهايى معين كرد تا شماره سالها و حساب را بدانيد. خدا اينها را جز به حق نيافريده است. نشانهها]ى خود[ را براى گروهى كه مىدانند به روشنى بيان مىكن قرآن كريم مجموعه اي از خبرهاي است كه توسط پيامبران پيامها او به سوي انسانها ارسال مي شود . خداوند د رقرآن خطاب به حضرد آدم مي فرمايد: قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ [45] فرمود: »اى آدم! آنان را از اسامى (و اسرار) اين موجودات آگاه كن.« هنگامى كه آنان را آگاه كرد، خداوند فرمود: »آيا به شما نگفتم كه من، غيب آسمانها و زمين را ميدانم؟! و نيز ميدانم آنچه را شما آشكار ميكنيد، و آنچه را پنهان ميداشتييند آيا ما هم مانند كمخردان ايمان بياوريم؟ بدانيد كه خودشان كمخردند، ولى نمىداند. ب ) افزايش دانش در دنياي پيچيده ي امروزي كه روز به روز علم ودانش از رشد بشتري برخوردار مي گردد ودانشمندان به فهم، دانش ومعرفت جديدي دست پيدا مي كند. تلويزيون، راديو، مجلات تخصصي وهفته نامه ها و... مي تواند نقش مهمي در رساندن معلومات تازه ي براي خواننده گان خود داشته باشد. تنها از طريق همين تلويزيون نشريات وروزنامه ها و... است كه اعم از پژوهشگران وتحصيل كرده ها مي تواند دانش خود را در اختيار ديگران قرار دهد وهم از نظريات وفهم جديد ديگران آگاه شود. خداوند متعال به علم بيش از همه چيز اهميت مي دهد وعلم ودانش را علت كلي اساسي افرينش جهان هستي مي داند. ودركتاب اسماني خود مي فرمايد: اللّهُ الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ اْلأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ اْلأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ وَ أَنَّ اللّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا [46]خدا همان كسى است كه هفت آسمان و همانند آنها هفت زمين آفريد. فرمان [خدا] در ميان آنها فرود مىآيد، تا بدانيد كه خدا بر هر چيزى تواناست، و به راستى دانش وى هر چيزى را در بر گرفته است اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ ل' خَلَقَ اْلإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ ' قْرَأْ وَ رَبُّكَ اْلأَكْرَمُ ' الَّذي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ' يعَلَّمَ اْلإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ[47] بخوان به نام پروردگارت كه آفريد'انسان را از عَلَق آفريد' بخوان، و پروردگار تو كريمترين ]كريمان[ است همان كس كه به وسيله قلم آموخت. آنچه را كه انسان نمىدانست [بتدريج به او] آموخت. امام خميني در باره رسانه ها مي گويد « اين دستگاه ها دستگاه هاي تربيتي است. بايد تمام اقشار ملت با اين دستگاه ها تربيت بشوند. يك دانشگاه عمومي است. دانشگاه ها، دانشگاه هاي موضعي است . اين دانشگاه عمومي است يعني دانشگاهي است كه در تمام سطح كشود رگسترده است ووظيفه دارد كه با مردم حكم معلم وشاگرد دشته باشد.»[48] حفظ وياتغيير فرهنگ: امروزه مطبوعات روسانه ها نقش مهيم در حفظ وتغيير ارزشها وباورهاي وانديشه هاي افراد جامعه دارد زيرا امروزه افراد جامعه عمده معلومات خودر اعم از اجتماعي، سياسي، تربيتي و... از رسانه ها عمومي در يافت مي كند. رسانه ها با توجه به توانمنديهاي كه دارد يكي از عوامل بسيار مهم دگرگوني ارزش ها وباورهاومعيارهاي ملي اند. قادرند بابرنامه ريزي هاي دقيق وكنترل شده، انديشه هاي مردم يك جامعه را شكل دهند ورفتارآنان را به صورت دلخواه سمت وسو دهند.[49] ج ) تفريح وسرگرمي عده اي محدود ازخوانندگان مطبوعات و بينندگان تلويزيون از آن براي تفريح وسرگرمي استفاده مي كند، خصوصا كارمندان اداري وگسانيكه درساعت كاري شان فرصت بيشتري دراختيار دارد بيشتر از روزنامه ها براي سرگرمي استفاده مي كند يه همين دليل است كه اگثر روزنامه ها بعض ازصفحات شانرا به جدول وگزارش هاي سرگرم كننده اختصاص مي دهند. «جوانان ديدن فيلم وسينمارا براي گذران اوقات فراغت خود انتخاب مي كند سينما معمولا جاي بران فراز از محيط درس وكار است، مكاني براي جدا شدن از خانه وخانواده ومحيطي براي فرار از محروميت هاي اجتماعي است. وگاهي بدون توجه به نوع فيلم ووقت آن فرد را بسوي آن مي كشاند. جوانان گاهي ايده آل خود را درفيملي مي يابند وبه طرف آن مي روند. از 2000 جوان در سال انتظار سنماهاي تهران سئوال شد كه به چه فيلمهاي بيشتر علاقمند هستند . آنان بتربيب زير فيلمها را ترجيح دادند. 1-فيملهاي اخلاقي 2- فيلماي درام 3- فيلمهاي وسترن 4- فيلمهاي كمدي 5- فيلمهاي تاريخي 6- فيلمها عشقي 6- فيلمهاي پليسي وجناي 8- فيلمهاي مستند 9- فيلمهاي هنري.»[50] وسايل ارتباط جمعي داراي نقش ها متعددي را به عهده دارند، دانش مندان هركدام نقش هاي براي آن برگزيده است . س. پ اسكات. اولين سردبير روزنامه گاردين براي وسايل ارتباط جمعي دو نوع نقش قايل است. 1- نقش وكاركرد اطلاع رساني 2- نقش وكاركرد بيان عقايد. مرتن ولازارسفلد وظايفي را بار وسايل ارتباط جمعي قائل است 1- وظيفه اخلاقي ( حمايت از هنجار هاي اجتماعي) 2- امكان اعطاي پايگاه اجتماعي 3- برخي وظايف نامطلوب( مانند تخديراجتماع با ايجاد نوعي مشاركت خيالي در واقعيت) لاسول وظايف ديگري براي وسايل ارتباط جمعي بيان مي كند 1- حراست از محيط 2- ايجاد همبستگي ميان اجزاي جامعه 3- انتقال ميراثهاي فرهنگي از نسلي به نسل ديگر.[51] د ) پيام هاي بازرگاني « نزديك يه 350 سال از چاپ نخستين آگهي بازرگاني درمطبوعات مي گذرد. فروش قهوه نخستين آگهي تاريخ تبليغات تجاري بود كه در سال 1652م.در مطبوعات پرتقال به چاب رسيد ولي 150 سال است كه باشروع كار آژانس هاي تبليغاتي، آگهي تجاري از شكل اطلاع رساني ورفع نياز، به حرفه اي سود آوري تبديل شده است.»[52] تبليغات بازرگاني به شكل امروزي پديده ي جددي است كه در گذشته وچود نداشته است. تبليغ ازكالا وخدمات به صورت حضوري ومستقيم بوده است.ولي امروزه ازطريق روزنامه ها وراديو تويزيون و... كالاوخدمات به ديگران شناسانده مي شود ياخوب جلوه داده مي شود خصوصا تلويزيون در اين امر نقش بيشتري دارد. ه) تاثير رواني تاثير رواني مطبوعات ورسانه ها بركسي پوشيده نيست. كساني هستند به علت فشارها وتنش هاي رواني به روزنامه ها، مجلات، وهفته نامه ها وبرنامه هاي مختلف راديو تلويزيون پناه مي برند تا با خواندن مطالب گوناگون وديدن برنامه هاي متنوع تلويزيون از فشارها وتنشهاي رواني خود بگاهد. به همين علت تاثيير رواني است، كه تگثير روزنامه ومجلات وهفته نامه ها وپخش برنامه هاي تلويزيوني در هر گشوري داراي قواعد وضوابط خاصي است وفقط به مطالب وموضوعات مي پردازند كه تنش زا نباشد ومخالف با ارزشها وهنجارها وفرهنگي عمومي سطح جامعه نباشد. باروزنامه هاي كه خلاف ضوابط، مقررات، ومخالف فرهنگي جامعه مطلب مي نويسد برخورد مي شود واز تگثيردر سطح جامعه جلوگيري به عمل مي آيد. خداوند در قرآن مي فرمايد: ياأَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ[53] اى كسانى كه ايمان آوردهايد، صبر كنيد و ايستادگى ورزيد و مرزها را نگهبانى كنيد و از خدا پروا نماييد، اميد است كه رستگار شويد. كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ لَكانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ[54] شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شدهايد: به كار پسنديده فرمان مىدهيد، و از كار ناپسند بازمىداريد، و به خدا ايمان داريد. و اگر اهل كتاب ايمان آورده بودند قطعاً برايشان بهتر بود؛ برخى از آنان مؤمنند و[لى] بيشترشان نافرماند. از ديد گاه قرآن كريم موضوعات ومطالب غير ديني ومخالف هنجارها وارزشهاي جامعه در اختيار ديگران قرار مي گيرد وتاثيركه ازطريق روزن نامه وتلويزيون و... برروح ورواني افراد مي گذارد وروحيه ي ضد ديني وكارهاي فساد انگيز مانند قتل'دزدي' شايعه پراگني' نفاق دورويي ' عصيان وستم كاري و... همگي جزو منگرات هستند كه به روح وروان جامعه آسيب مي رساند.
ويژه گي هاي پيام توجه به ويژه گي ها خصوصيات پيام يا توجه به صفتهاي كه در هنگام تجلي خارجي پيام كه الزاما بايد به آن همراه باشد' در پيام رساني ازاهميت خاصي برخوردار است. پيام هاي كه فقط فرستنده از آن آگاه است براي اينكه به ديگران ارائه كند ديگران نيز ازآن اطلاع كسب كند محدود به يك سري ويژه گي هاي است كه اين ويژه گي ها خودر را در ارائه چگونگي پيام تحميل مي كند. قرآن گريم كه در برگرنده پيام ووحي الهي است مجموعه از خبر ها وپيام هاي است كه پيامبران از طرف خداوند به مردم داده است. پيامبران الهي خبرنگاران وپيام رساناني هستندكه از طرف خداوند به مردم پيام مي فرستند. برا ي پيام رساني ويژه گي هاي بر مي شمارد. 1- لطافت كلامي لطافت ' نرمي ولحن صدا'تن صدا هر كدام در پيام رساني ورعايت وقار ونرمش در پيام وخبررساني اهميت خاصي دارد. در راديو وتلويزيون بيشتر به اين مسايل توجه مي شود وهر برنامه اي در راد يو وتلويزيون از صداهاي خاصي استفاده مي شود وگويندگان در هر برنامه اي'لحن ورتم خاصي را بكار مي برند زيرا هر برنامه خبري مقتضيات خودش را دارد. در متون اسلامي توجه زيادي به نحوه اي چگونگي ارسال كردن پيام وخبر به ديگران شده است كه با چه لحني بايد پيام ها به ديگران منتقل شود. فقولا قولا لينا لعله يتذكر اويخشي[55] أُولئِكَ الَّذينَ يَعْلَمُ اللّهُ ما في قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُم وَ قُلْ لَهُمْ في أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَليغًا)[56] آنها كسانى هستند كه خدا، آنچه را در دل دارند، مىداند. از )مجازات(ِ آنان صرف نظر كن! و آنها را اندرز ده! و با بيانى رسا، نتايج اعمالشان را به آنها گوشزد نمايد. وَ قَضى رَبُّكَ أَلاّ تَعْبُدُوا إِلاّ إِيّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْسانًا إِمّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَريمًا[57] و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد! هرگاه يكى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسند، كمترين اهانتى به آنها روا مدار! و بر آنها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگويد. وَ إِمّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوها فَقُلْ لَهُمْ قَوْلاً مَيْسُورًا[58] و هرگاه از آنان [= مستمندان] روى برتابى، و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشى (تا گشايشى در كارت پديد آيد و به آنها كمك كنى)، با گفتار نرم و آميخته با لطف با آنها سخن بگويد. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: من كان رفيقا في امره نال ما يريد من الناس[59] . هركس در كار خويش نرم وملايم باشد وهر چه از مردم بخواهد به آن مي رسد. ونيز ازامام صادق روايت شده است كه مي فرمايد: اطلبوالعلم وتزينوا وتزينوا معه بالحلم والوقار وتواضعوا لمن تعلمونه العلم وتواضعوا لمن طلبتم منه العلم[60]. علم بياموزيد وهمراه با او حلم ووقار وتوضع بي آرايد... گفتار هاي پيامبران و ائمه دين عليهمالسلام بخوبى نشان مىدهد كه آنها همه با ملايمت ومحبت بامردم سخن مي كفتند ممكن است البته ممكن است كه كلام محبت آميز در دلي بعضي اثر نكند ولي آن در جاى خود صحيح است ، اما نه به عنوان يك اصل كلى و براى آغاز كار ، برنامه نخستين محبت است و ملايمت دربعض روايات مىخوانيم : حتى موسى مامور بود ، فرعون را با بهترين نامش صدا كند ، شايد در دل او اثر بگذارد .[61] هر كلام اگرچند مهم وقابل توجه باشد اگراين نكات دراو رعايت نشود خبررا به اعتبار خواهد كرد. 2- خوش كلامي آدمها طبيعتا خوش اخلاقي وخوش كلامي را دوست دارد وآن را درك مي كند. خداوند در قرآن گريم به انسانها دستور مي دهد كه با كلام خوش وزبان نيكو باديگران سخن گويد . وقولو للناس حسنا وبامردم (زبان) خوش سخن گويد. أَنْ تَقُولُوا قَوْلاً مَعْرُوف[62] بآنان سخنى پسنديده بگوييد. وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيامًا وَ ارْزُقُوهُمْ فيها وَ اكْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفًا)[63] و اموال خود را -كه خداوند آن را وسيله قوام [زندگى] شما قرار داده- به سفيهان مدهيد، و[لى] از [عوايد] آن به ايشان بخورانيد و آنان را پوشاك دهيد؛ و با آنان سخنى پسنديده بگوييد. إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفًا)[64] و هر گاه، خويشاوندان يتيمان و مستمندان در تقسيم [ارث] حاضر شدند، [چيزى] از آن را به ايشان ارزانى داريد و با آنان سخنى پسنديده گوييد.
ا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفًا)[65] اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از آنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد؛ پس به گونهاى هوسانگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد. 3- ايجاد هم بستگي اجتماعي از مهم تري ويژه گي هاي پيام ها وخبرهاي كه از طريق مطبوعات ورسانه در اختيار طبقات مختلف جامعه قرار مي گيرد ايجاد وحدت وهمبستگي اجتماعي وهمسو كردن همه افراد جامعه است. قرآن نيز ازويژگي كه هايكه براي پيام وخبر بيان مي كند ايجاد روحيه اتحاد وبرادري وپيوند بين دلهاي مسلمانان است . ودر موار زياد به آن پرداخته واز تفرقه واختلاف نهي مي كند. واعتصمو تحبل الله جميعا ولاتفرقو[66] . همه گي به رسمان الهي چنگ بزنيد وپراگنده نشويد. حتي خداونداز ما خواسته با اهل كتاب نيز وحدت وهم دليلي داشته باشيد. قل يااهل الكتاب تعالو الي كلمه سوا بيننا وبينگم الا نعبد الا الله.[67] بگو: اي اهل كتاب' برسخني كه ميان ما وشما يكسان است' بايستيم وجز خدارا نپرستيم. ولا تَكُونُوا كالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَت وَ أُولَئك لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ [68] و چون كسانى مباشيد كه پس از آنكه دلايل آشكار برايشان آمد، پراكنده شدندو با هم اختلاف پيدا كردند، و براى آنان عذابى سهمگين است. َ مَا تَفَرَّقُوا إِلا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيَا بَيْنهُمْ وَ لَوْ لا كلِمَةٌ سبَقَت مِن رَّبِّك إِلى أَجَلٍ مُّسمًّى لَّقُضىَ بَيْنهُمْ... آنان پراكنده نشدند مگر بعد از آنكه علم و آگاهى به سراغشان آمد؛ و اين تفرقه جويى بخاطر انحراف از حق( و عداوت و حسد) بود؛ و اگر فرمانى از سوى پروردگارت صادر نشده بود كه تا سرآمد معيّنى (زنده و آزاد) باشند، در ميان آنها داورى مىشد... 4- آشكار كردن وا قعيت خداوند كريم هميشه انسانها در قرآن كريم به حق گوي دعوت كرده است. خبر درواقع امانت در نزدي فرستنده كه به مي بايست به صورت درست پزدازش شود.
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَديدًا)[69] اى كسانى كه ايمان آوردهايد! تقواى الهى پيشه كنيد و سخن حق بگوييد...كلمه سديد از ماده سداد است ، كه به معناى اصابت رأى ، و داشتن رشاد است ، و بنابر اين ، قول سديد ، عبارت است از كلامى كه هم مطابق با واقع باشد ، و هم لغو نباشد ، و يا اگر فايده دارد ، فايدهاش چون سخنچينى و امثال آن ، غير مشروع نباشد .پس بر مؤمن لازم است كه به راستى آنچه مىگويد مطمئن باشد ، و نيز گفتار خود را بيازمايد ، كه لغو و يا مايه افساد نباشد .[70] وَ لْيَخْشَ الَّذينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرّيَّةً ضِعافًا خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلاً سَديدًا)[71] و آنان كه اگر فرزندان ناتوانى از خود بر جاى بگذارند بر [آينده] آنان بيم دارند، بايد [از ستم بر يتيمان مردم نيز] بترسند. پس بايد از خدا پروا دارند و سخنى [بجا و] درست گويند. اگرچند وظيفه مطبوعات اين است كه آنچه در جهان طبيعت وجهاني انساني اتفاق مي افتد براي مردم بيان كند ولي در كنار آن مطبوعات وظيفه حفظ مصلحت جامعه را نيز در نيز در نظر دارد كه ممكن در برخي ومواقع از بيان واقعيت چشم پوشي كند.
5-علم داشتن به خبر علم داشتن به آنچه به ديگران رسانده مي شوند از ديگر مسايل است كه نبايد در پيام رساني وخبر رساني مورد غفلت قرار گيرد خداوند انسان را به علم داشتند دعوت مي كند از چيزيكه معلوم نيست نهي مي كند. ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ حاجَجْتُمْ فيما لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فيما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ اللّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ)[72] هان، شما [اهل كتاب] همانان هستيد كه در باره آنچه نسبت به آن دانشى داشتيد محاجه كرديد؛ پس چرا در مورد چيزى كه بدان دانشى نداريد محاجه مىكنيد؟ با آنكه خدا مىداند و شما نمىداند ...فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللّهِ كَذِبًا لِيُضِلَّ النّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظّالِمينَ)[73] پس كيست ستمكارتر از آنكس كه بر خدا دروغ بندد، تا از روى نادانى، مردم را گمراه كند؟ آرى، خدا گروه ستمكاران را راهنمايى نمىكند وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطانٍ مَريدٍ)[74] و برخى از مردم در باره خدا بدون هيچ علمى مجادله مىكنند و از هر شيطان سركشى پيروى مىنمايند إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَ هُوَ عِنْدَ اللّهِ عَظيمٌ)[75] آنگاه كه آن [بهتان] را از زبان يكديگر مىگرفتيد و با زبانهاى خود چيزى را كه بدان علم نداشتيد، مىگفتيد و مىپنداشتيد كه كارى سهل و ساده است با اينكه آن [امر] نزد خدا بس بزرگ بد وِمنَ النّاسِ مَنْ يَشْتَري لَهْوَ الْحَديثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبيلِ اللّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُوًا أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ)[76] و برخى از مردم كسانىاند كه سخن بيهوده را خريدارند تا [مردم را] بى[هيچ] دانشى از راه خدا گمراه كنند، و [راه خدا] را به ريشخند گيرند؛ براى آنان عذابى خواركننده خواهد بود باتوجه به علم داشتن خبر وعدم نشر اخبار كه علم به آن وجود ندار. كساني را كه ازسرناداني امور ناشستي رابه اهلبيت نسبت مي دهد سرزنش مي كند. (( فلاتقولو بما لاتعرفون))[77] آنچه را كه به آن علم نداريد به زبان نياوريد. 6- آرامش رواني در جامعه بهداشتي روحي رواني از اهميت خاص در زندگي انسانها برخورداراست اينكه افراد در زندگي شان از آرامش رواني برخوردار باشد تا بتواند از زندگي شان لذت ببرد واميد به آينده داشته باشد وهمچنين براي اينكه بتواند براي آينده شان برنامه ريزي كند در پيشرفت تك تك افراد جامعه نقش مهمي دارد. آرامش رواني به انسانها كمك مي كند تابه ديگران درست ارتباط برا قرار كند ودر كارهاشان درست تصميم گيري وبرنامه ريزي كند. بهداشت رواني وآرامش رواني ضامن بقا وبيشرقت جامعه بشري است.خداند كريم كساني را كه بواسطه ي شايعه سازي ودروغ پراگني وشبهه افگني به دل مردم نگراني وياس ونااميدي ايجاد مي كند سر زنش مي كند. قُلْ يَأَهْلَ الْكِتَبِ لِمَ تَصدُّونَ عَن سبِيلِ اللَّهِ مَنْ ءَامَنَ تَبْغُونهَا عِوَجاً وَ أَنتُمْ شهَدَاءُ وَ مَا اللَّهُ بِغَفِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ[78] بگو: «اى اهل كتاب، چرا كسى را كه ايمان آورده است، از راه خدا بازمىداريد؛ و آن [راه] را كج مىشماريد، با آنكه خود [به راستىِ آن] گواهيد؟» و خدا از آنچه مىكنيد غافل اين آيه دلالت براينكه طايفه ازايشان يعني يهود ونصارا مئومنين را ازراه خدا باز مي داشتند به اين طريق كه راه را در نزد مئومنين كج ومعوج جلوه داده وراه ضلالت وانحراف را در نظر آنان راه مستقيم خدا مي ساختند براي مئومنين القاي شبهه مي كند تا به اين وسيله حق را كه راه آنان است ، باطل و باطل خود را حق جلوه دهند.[79] محدوديت ها درمطبوعات ورسانه ها: محدوديت وكنترل پيام هاي كه از مطبوعات در تمام گشورها وجود دارد وآزادي مطلق را در آن نمي پسندند. نگاهي به قانوانين برخي گشورها بخوبي بيان گري اين مطلب است. محدديت ها در اطلاع رساني در گشورهاي مختلف قانون ومقررات خاصي را براي مطبوعات ورسانها وضع كرده اند كه فقط در چهارچوب همان قوانين رسانه ها مي تواند فعالت وپيام رساني كند. فيلتر فيلترها وياسانسورهاي كه در كشورهاي مختلف برچگونگي ارسال پيام ها توسط مطبوعات ورسانه ها اعمال مي شود نمونه ديكري ازمحدوديت ها است . پيامهاي كه توسط مطبوعات رسانها فراستاده مي شود بايد مراحل را طي كند تا آماده ارسال كردد ودرهريك از مراحل افرادي بامسئوليت متفاوت وجود دار كه هر كدام متناسب با مسئوليت خود به پيام ها نگاه مي كند وتغييرات درآن اعمال مي كند. هرچه قدر اين مراحل بيشتر باشد فيلترها بشتر خواهد بود در نتيجه محدوديت هاي زيادتري را براي مطبوعات رسانه ها به دنبال خواهد داشت. اين فلترها در حكومت هاي استبدادي بشتر خواهد بود تمام برنامه هاي در اختيار عموم مردم قرار مي گيرد چه اخباري چه ورزشي... همه بايد از فيلتر هاي معين شده عبور كند تابه مرحله عينت خارجي برسد. در ارتباطي جمعي يارسانها عوامل مختلف درآن دخالت دارد مثلا خبرنگار وقتي از يك صحنه فيلم برداري مي كند ياگذارش تهيه مي كند مي تواند از زاويه هاي مختلف فيلم برداري كند وازقسمت خاص آن گذارش تهيه كند وثانيا فهم ودرك خبر نگار درآن دخالت دادر. خلاصه خبر نگار مي تواند در صحنه ها وتهيه گذارش مي تواند تصرف كند وحتي مي تواند به نحو ديگري گذارش كند. وقتي اين فيلم وگذارش مي آيد در صدا وسيما از فيلتر هاي مختلفي عبور مي كند كم وزياد مي شود وقسمت هاي خاصي آن پخش مي شود. اين سياست خبراي كه در دنيا اعمال مي شود. پيام هاي ممنوع 1- دروغ بستند برخدا واولياي الاهي از جمله پيام هاي كه منع شده است از مطبوعات ورسانها در اختيار مردم قرار داده نشود پيام هاي كاذب ودروغي است كه به خدا واولياي الهي نسبت داده مي شود. خداوند در قرآن مي فرمايد: وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ[80] و چه كسى ستمكارتر از آن كس است كه بر خدا دروغ بندد؟ آنان بر پروردگارشان دروغ عرضه مىشوند، و گواهان خواهند گفت: »اينان بودند كه بر پروردگارشان دروغ بستند. هان! لعنت خدا بر ستمگران باد. وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أُولئِكَ يُعْرَضُونَ عَلى رَبِّهِمْ وَ يَقُولُ اْلأَشْهادُ هؤُلاءِ الَّذينَ كَذَبُوا عَلى رَبِّهِمْ أَلا لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظّالِمينَ[81] و براى آنچه زبان شما به دروغ مىپردازد، مگوييد: «اين حلال است و آن حرام » تا بر خدا دروغ بنديد، زيرا كسانى كه بر خدا دروغ مىبندند رستگار نمىشوند قَدْ خَسِرَ الَّذينَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِراءً عَلَى اللّهِ قَدْ ضَلُّوا وَ ما كانُوا مُهْتَدينَ[82] كسانى كه از روى بىخردى و نادانى، فرزندان خود را كشتهاند، و آنچه را خدا روزيشان كرده بود - از راه افترا به خدا - حرام شمردهاند، سخت زيان كردند. آنان به راستى گمراه شده، و هدايت نيافته. وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذينَ كَذَبُوا عَلَى اللّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ أَ لَيْسَ في جَهَنَّمَ مَثْوًى لِلْمُتَكَبِّرينَ[83] و روز قيامت كسانى را كه بر خدا دروغ بستهاند رو سياه مىبينى، آيا جاى سركشان در جهنم نيس؟اند. بدعت در دين 2- پخش پيام هاي دروغ يكي ديگر ازخبرهاي پخش آن درمطبوعات روسانها ممنوع است خبرها وپيام هاي دروغ است. مطبوعات ورسانها بايد بايد حقايق را به ديگران انتقال دهد نقل خبر بدون رعايت اين نكته به توجهي به ديگران وعدم احساس مسئوليت است. اميرامئومنين به حارث همداني مي نويسد: ولاتحدث الناس بكل ما سمعت فكفي بذالك كذبا ولا ترد علي الناس كلما حدثوك به فكفي بذالك جهلا[84] هرچه شنيدي براي مردم نگو والا دروغ گو خواهي بود وهرچه مردم به تو گفتند رد نكن والا نادان خواهي بود. روايات زيادي در اين مورد وجود دار كه از نقل خبرهاي كاذب منع مي كند. 3- بدعت دردين موضوعات ومطالب كه در دين وجود ندارد وارد دين كردن واصل واساسي در شريعت ندارد از مطبوعات رسانها پخش كردن ممنوع است. پيامبري اكرم ( صلي الله عليه وآل ) مي فرمايد: (... الا وكل بدعه ضلاله وكل ضلاله ففي النار)[85] هربدعت ضلالت است وهرضلالتي رو به آتش است.
4- تحريف در پيامها تحريف كلامي ديگران واينكه كلام ديگران همان طوري كه هست انتقال داده نشود از پيام هاي ممنوعه است كه نبايد در اختيار عموم قرارگيرد.
فَبِما نَقْضِهِمْ ميثاقَهُمْ لَعَنّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمّا ذُكِّرُوا بِهِ وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلاّ قَليلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ للّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ[86] ولى بخاطر پيمانشكنى، آنها را از رحمت خويش دور ساختيم؛ و دلهاى آنان را سخت و سنگين نموديم؛ سخنان (خدا) را از موردش تحريف مىكنند؛ و بخشى از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش كردند؛ و هر زمان، از خيانتى )تازه( از آنها آگاه مىشوى، مگر عد اينان؛ ولى از آنها درگذر و صرفنظر كن، كه خداوند نيكوكاران را دوست مىدارد! 5- پخش پيام هاي تحريك آميز باتوجه به آيات وروايات وحكم عقل ووجدان هرپيام كه به گونه اي انسان را به سوي به بندوباري شهواني تحريك وتشويق كند در اختيار قراردادن آن ازطريق مطبوعات ورسانه ها عمومي ممنوع است. به طوري كلي هر پيام كه منافيي عفت عمومي باشد. پخش آن ممنوع است. خداوند در قرآن مي فرمايد: قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللّهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعُون[87]َ مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند، و عفاف خود را حفظ كنند؛ اين براى آنان پاكيزهتر است؛ خداوند از آنچه انجام مىدهيد آگاه ست! فيلم ها وتصويرهاي كه در گشورها وتمام دنيا ساخته مي شود وازطريق ماهواره ونوارهاي ويديوي دربين مردم دنيا پخش مي شود باعفت عمومي هماهنگ نيست. 6- پيام هاي بارزگاني منفي راديو تلويزيون وديگر رسانه ها ي عمومي امروزه به دنبال عرضه ي نياز هاي جوامع بشري نيستند بلكه كالاي را به خودر مردم تزريق مي كند كه مودر پسند شان است. وخريداران اين كالاها معمولا طبقه مرفه جامعه هستند. پيامهاي بازرگاني به عنوان يك ابزار در جهت توليد' خريد وفروش زمينه زيادي براي كم رنگ كردن ارزشهاي وهنجارها وفرهنگ جوامع دارد و مي تواند باعث خيلي از ناهنجاريها وفساد در جوامع بشري شود. پيام هاي بازرگاني ازطريق رسانه هاي عمومي وبااستفاده ازصداي خاصي وتصويرهاي خاصي... فقط در جهت خريد بيشتري كالاها ازآن استفاده مي شود وامروزه در پيام هاي بازرگاني صحبت از ويژگي ها وخصوصيات وكيفيت كالا نيست. اگرپيام هاي بازرگاني در مسيرصحيح آن هدايت نشود فساد هاي مالي وايجاد تنش هاي روحي رواني براي طبقات مختلف جامعه خصوصا طبقه اي ضعيف خواهد داشت. خداوند در قرآن كريم علت سقوط برخي اقوام وتمدنهارا فسادهاي معرفي مي كند كه جنبه اي اقتصادي دارد. مثلا فسادي كه در ميان قوم حضرت شعيب(ع) معرفي مي كند جنبه اقتصادي دارد. حضرت شعيب(ع) به قوم خود مي فرمايد:
وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقيم .وَ لا تَبْخَسُوا النّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي اْلأَرْضِ مُفْسِدينَ .وَ اتَّقُوا الَّذي خَلَقَكُمْ وَ الْجِبِلَّةَ اْلأَوَّلينَ.[88] پيمانه را تمام دهيد و از كمفروشان مباشيد. و با ترازوى درست بسنجيد.و از ارزش اموال مردم مكاهيد و در زمين سر به فساد بر مداريد. و از آن كس كه شما و خلق ]انبوه[ گذشته را آفريده است پروا كنيد. نتيجه: انسان يك موجودي اجتماعي است كه براي دستيابي به كمال مطلوب وسعادت مادي ومعنوي نياز به ارتباط جمعي دارد كه اين مسله از ديد گاه قرآن كريم مورد توجه قرارگرفته است قرآن كريم ارتباطي را و وسايل كه در اين ارتباط بكار مي رود مي ستايد كه به تواند به رشد وكمال انسانها كمك كند وزمينه را براي ارتباط سالم بين افراد فراهم كند.
فهرست منابع 1. مريجي، شمس الله ، عوامل موثر درانحراف ازارزشها،چاپ اول ، قم: ناشر: مركز پژوهش هاي اسلامي صدا وسيما، 1383. 2. سلطاني، مرتضي، اخلاق تبليغات بازرگاني ، چاپ اول قم: ناشر، مرگز پژوهش هاي اسلامي صدا وسيما 1384. 3. كازنوو، ژان جامعه شناي وسايل ارتباط جمعي، چاپ اول، ترجمه: باقر ساروخاني، منوچهر محسني، تهران، اتشارات اطلاعات،1384. 4. دادگران ، محمد، مباني ارتباطات جمعي، چاپ ششم، تهران ، انتشارات فيرزوه ،1383. 5. فولادي، كيان شصت، اخلاق مطبوعات، چاپ اول، قم: مرگز پژوهش هاي اسلامي صدا وسيما،1385. 6. مهدي؛ محسيني راد؛ ارتباط شناسي ( ارتباط ميان فردي، گروهي، جمعي) تهران: سروش ( انتشارات صدا وسيما) 1369. 7. معتمد نژاد، وسايل ارتباط جمعي جلد اول؛ چاپ چهارم ؛تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي 1383. 8. الحرعاملي' الفصول المهمه في اصول الائمه،چاپ دوم، مئوسسه معارف امام رضا، 1418ق. 9. احمدي، احمد، روانشناسي نوجوانان وجوانان؛ چاپ دهم ، اصفهان ، انتشارات مشعل 1382. 10. شيرازي ، مكاريم وهمگاران، تفسير نمونه ، چاپ بيست و دوم، داراكتب اسلاميه . 11. مسوي همداني ، محمد باقر،- ترجمة الميزان، چاپ پنجم، دفتر انتشارات اسلامي،1374. 12. نهج البلاغه خطبه، بيروت ، انتشارات دارالمعرفه. 13. مجلسي ،محمد باقر؛ بحارالانوار ، چاپ دوم ؛ بيروت، انتشارات مئوسسه الوفا 1983م . 14. امام خميني ،صحيفه نور، موسسه نشر آثار امام خميني 1377. 15. الكليني' كافي، چاپ سوم؛ دارالكتب اسلاميه، 1388ق 16. الحرالعاملي 'وسايل الشيعه'چاپ دوم ، مسئوسسه آل البيت، 1414ق. [1] - freidson [2] - مهدي، محسيني راد؛ ارتباط شناسي ( ارتباط ميان فردي، گروهي، جمعي) 1369. [4] - معتمد نژاد، وسايل ارتباط جمعي ، جلد اول، ص 28-29. [5] - حجر9. [7] - آل عمران 33. [8] - نجم 4. [9] - كهف 110. [10] - مائده 99. [11] - مائده 67. [12] - بقره 21. [13] - بقره 168. [14] - نساء 1. [15] - نساء 170. [16] - نساء 174. [17] - اعراف 158. [18] - يونس 57. [19] - نونس 140. [20] - حج 1. [22] - فاطر 3. [23] - حجرات 13. [24] - بقره 40. [25] - بقره 47. [26] - الجاثيه 16. [27] - دخان 30. [28] - بقره 122. [31] -بقره 172. [32] - بقره 6. [33] - نساء 71. [34] - انعام 130. [35] - بقره 6. [36]- فاطر 67. [37] - انفا 64. [38] - توبه 73. [39] - احزاب 1. [40] - انسان 3. [41] - فرقان 50. [42] - بقره 13. [43]- الحرعاملي' الفصول المهمه في اصول الائمه 'ج2 ص223. [44] - يونس 5. [45] - بقره 32. [46] - طلاق 12. [47] - علق 1-5. [48] - امام خميني ، صحيفه نور ، ج 6 ص 3399. [49] - مريجي ، شمس الله، عوامل موثر در انحراف ازارزشها، ص 140. [50] - احمدي ، احمد، روانشناسي نوجوانان وجوانان ص128. [51] - دادگران ، محمد، مباني ارتباط جمعي ، ص 106. [52] سلطاني، مرتضي ، اخلاق تبليغات بازرگاني، ص 8. [53] - اعراف 200. [54] - آل عمران110. [55] - طه آيه 44. [56] - نساء 36. [57] - اسراء 32. [58] - اسراء28. [59] - الكليني' كافي ج2 ص 120 [60] - الحرالعاملي 'وسايل الشيعه'ج11ص219. - [61] تفسير نمونه ج : 13 ص : 213
[62] - بقره 235. [63] - نساء 5. [64] - نساء 8. [66] - آل عمران 103. [67] - آل عمران 64. [68] - آل عمران 105. [69] - احزاب 70. -[70] ترجمة الميزان ج : 16 ص : 523
[71] - نساء 9. [72] آل عمران 66. [73] - انعام 144. [74] - حج 3. [75] - نور 15. [76] - لقمان 6. [77] - نهج البلاغه خطبه 86. [78] - آل عمرانت99. [79] -.ترجمة الميزان ج : 3 ص : 563 [80] - نحل 116. [81] - هود18. [83] - زمر60. [84] - نهج البلاغه ' جلد 3ص129. [85] - مجلسي ،محمد باقر؛ بحارالانوار ج2، ص 264. [86] - مائده 13. [87] - نور 30. [88]- شعراء 181-184
Powered by !JoomlaComment 4.0alpha3
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
||||||
| Last Updated on شنبه ، 2 خرداد 1388 ، 14:02 |
ارتباط جمعی در قرآن





