| به سايت مالستاني خوش آمديد |
|
|
|
| نوشته شده توسط عبدالله عليزاده | |||||||||||||||||||||||||||||||||
| يكشنبه ، 4 فروردين 1387 ، 00:11 | |||||||||||||||||||||||||||||||||
|
تحقيق پاياني موضوع: نقش شعيان افغانستان در سياست وحكومت رشته: جامعه شناسي نويسنده: عبدالله عليزاده چکیده: پژوهش حاضر تحت عنوان «نقش شيعيان افغانستان در سياست و حکومت از زمان امير دوست محمدخان تا زمان امان الله خان» در پاسخ به اين پرسش تدوين شده است که: «نقش شيعيان افغانستان در سياست و حکومت از زمان دوست محمدخان تا زمان امان الله خان» چه بوده است؟. افغانستان کشوري است که در آن اقوام گوناگون با زبان و مذهب متفاوت زندگي مي کنند. در اين کشور نقش يک قوم يا يک نژاد در سياست وحكومت بدون در نظر گرفتن شرايط سياسي اجتماعي حاکم بر اين کشورقابل تحليل وبررسي نخواهد بود، زيرا در اين کشور همواره نقش ها و منزلت هاي اجتماعي به صورت انتسابي از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود. در اين کشور هيچ تحرک سياسي اجتماعي جز براي عده اي خاص( قوم برتر) وجود نداشته است. بنابراين، تحليل نقش شيعيان بدون در نظر گرفتن شرايط اجتماعي كشور خالي از اشکال نخواهد بود. در افغانستان هرگاه کوچک ترين فرصتي براي شيعيان به وجود آمده، آنها فعاليت شان درجهت آبادي گشورشروع كرده ودر جهت رشد وبالندگي كشورنقش سازنده و تأثيرگذار داشته اند. همانند دوره امير شيرعلي خان. در اين دوره، تا حدودي براي شيعيان فرصت نقش آفريني به وجود آمد. و همين فرصت موجب ظهور شخصيت مؤثر مانند آخوند کلبي انگوري و... شد. آخوند کلبي انگوري با استفاده از زمينه ي نسبتا باز اين دوره کارهاي مهمي انجام داد. همانند خرافه زدايي از جامعه شيعه، تلاش در جهت گسترش آموزش و پرورش و ... اما در بيشتر دوره ها اين فرصت براي شيعيان وجود نداشته است. فرهنگ حاکم بر اين کشور همانند باورها،نگرشها، ارزشها، وآداب ورسوم قومي، اين فرصت را از شيعيان دريغ داشته است. در اين دوره ها، شيعيان در حاشيه قرار گرفته اند. تصميم گيري ها و سياست گذاري ها عموما جنبه قومي داشته است که به صورت متمرکز از سوي يک قوم وضع و اجرا مي شده است. در چنين شرايطي، از شيعيان تنها در کارهاي غير مهم و در برخي موارد در جنگها و نبردهايي که با دشمن انجام مي شده، به عنوان نيروهاي سرباز استفاده شده است. علاوه برآن، شيعيان همواره مورد ظلم و ستم حاکمان کشور نيز قرار گرفته اند. به طور نمونه ناعادلانه ترين ماليات از آنان اخذ مي شد، قتل، کوچ اجباري، تصرف زمين هاي زراعي آنان از سوي قوم حاکم از ديگر ستمگري هايي است که مي توان به آن اشاره کرد.
پايان نامه كارشناسي ارشد موضوع: آسيب شناسي دولت ها در افغانستان در دوره ظاهر شاه دانش پژوه: محمد قاسم الياسي چكيده: پژوهش حاضر تحت عنوان «آسيبشناسي دولتها در افغانستان در دوره ظاهرشاه» در پاسخ به اين سؤال تدوين شده است كه: «آسيبهاي اصلي دولتهاي ظاهرشاه چه بوده است.»؟افغانستان کشوري است که در آن اقوام، قبايل و طوايف گوناگون و متنوع زندگي ميکنند. طبعاً کشوري که از چنين ويژگي برخوردار باشد، دولتهاي آن بايد بر اساس تأمين منافع همه آنها گام بردارد به گونهاي كه هيچ يك از آنها احساس بازندگي كامل نكنند. وظايف و كاركرد دولت هم چيزي جز اين نيست كه رضايت همه گروهها و اقوام ساكن در يك كشور را از طريق توزيع عادلانه سرمايههاي ثروت، قدرت، دانش و منزلت، جلب نموده و نظم را در جامعه به ارمغان آورد. در افغانستان اما وضعيت درست برعكس بوده است، بدين معنا كه دولتهاي آن، وظايف و كاركرد منفي داشتهاند كه آسيبهاي اصلي آنها ناشي از همين امر ميباشد. در زمان سلطنت چهل ساله ظاهرشاه دولتهاي زيادي روي کار آمدند که در مجموع ميتوان آنها را به دو دوره تفکيک نمود: الف) دوره استبداد (1312-1342ش). دولتهاي اين دوره همواره به تضاد بين اقوام افغانستان ميانديشيدند. در اين دوره دولتهاي پشتوني همه امکانات و منابع کشور را براي اين قوم، مصادره کردند. اقوام ديگر در حاشيه رانده شدند. تمام سياستگذاريها- اعم از سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و حتي خارجي- در راستاي منافع اين قوم جهتگيري شده بود. ب) دوره دموکراسي. اين دوره خود نيز به دو دوره (دموکراسي اول و دوم) قابل تفکيک است. دموکراسي اول در واکنش به سياستهاي خشن، سرکوبگرانه و اختناقآميز هاشمخان به وجود آمد. بعد از فرمانروايي هاشمخان که با سياستهاي خشن خود، زمينه رشد و شکوفايي عوامل مستعد شورش و اعتراض را در كشور فراهم آورده بود؛ برادر ديگر او يعني محمودخان بر اريکه قدرت نشست. وي به منظور خنثي نمودن و جلوگيري از عوامل شورشآفرين يک سري اصلاحاتي را به نام دموکراسي انجام داد. همانند آزادي زندانيان سياسي، انتشار مطبوعات مستقل، شکلگيري تشکلها و احزاب و انتخابات، ولي مدتي نگذشت كه دوباره افسانه استبداد چهرهاش را به نمايش گذاشت. احزاب منحل شدند، از انتشار مطبوعات جلوگيري به عمل آمد، سران تشکلها زنداني شدند و... در اين دوره نيز سياستها در جهت منافع قوم پشتون و به نفع آنان پيريزي شده بود هرچند که اصلاحاتي نيز صورت گرفت. سياست خارجي اين دوره نيز در راستاي منافع قوم پشتون و مسأله پشتونستان بنا نهاده شده بود. در دوره دموکراسي دوم شاه خود اقدامات و اصلاحاتي را در جهت دموکراسي و سلطنت مشروطه انجام داد، ولي تمام اصلاحات اين دوره نسبت به اصل سلطنت يک امر ثانوي محسوب ميشد، زيرا در اين دوره شاه از اختيارات فراواني برخوردار بود به گونهاي که با توجه به اختيارات گسترده شاه، واژههايي همانند دموکراسي و مشروطيت، معنا و مفهوم خود را از دست ميدادند. در اين دوره هرچند اصلاحاتي صورت گرفت، ولي باز هم دولت در راستاي منافع قوم پشتون گام بر ميداشت به گونهاي که در برخي از دولتهاي اين دوره حتي يک وزير غيرپشتون نيز وجود نداشت. مهمترين آسيب سياست خارجي اين دوره، وابستگي بيش از حد آن به شوروي محسوب ميشود.
Powered by !JoomlaComment 4.0alpha3
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
|||||||||||||||||||||||||||||||||
| Last Updated on دوشنبه ، 17 خرداد 1389 ، 04:05 | |||||||||||||||||||||||||||||||||
درباره ما





